ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت بیست و سوم :
آسانسور از حرکت ایستاد و الناز با نارضایتی چشم باز کرد. باید از این منبع عطر محبوبش دل میکند. بار دیگر تا جایی که ریههایش توان داشت، دم عمیقی از هوای داخل اتاقک گرفت و با باز شدن در، آرام بیرون رفت. هنوز هم میتوانست آن را در هوا احساس کند.
ضربهی آرامی به در نیمه باز زد و وارد شد. به محض ورودش، پروا را دید که روی کاناپهای درست روبهروی در لم داده و مشغول بازی با موبایلش است. با صدا
لطفا صبر کنید...
