پارت بیست و سوم :

زبونش رو روی لب پایینش کشید و با نیشخند روی لبش، سرش رو پایین نگه داشت. تاریکی درونش حالا بیش تر از هروقتی مشخص بود.
-و ذهن من، قوی تر از هر موجودی روی این کره زمینه.
رعشه ای به تنم افتاد و آب دهنم توی گلوم گیر کرد. این جمله ی به ظاهر ساده، بدجور بهم شوک داد. انگشتش رو بالا آورد، دو بار روی شقیقه اش کوبید و زمزمه کرد:
-و ذهن تو، درست مثل من تاریکه.
انگار اب سردی روی کل هیکلم ریختند

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مبی

    1

    عجب جذاب ❤️

    ۲ هفته پیش
  • نگار

    1

    چقدرر باحال بود برا سایکو پاپیون کشیده خخ خیلیی باحال بود دمت گرم😄💙💙

    ۲ هفته پیش
  • ریحانه

    1

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • دختر صحرا

    2

    چقدر هم به عکسش حساسه🤣 ..بابا خوشتیپی.. نویسنده جون عکسای کارکتر ها رو بزار بی زحمت

    ۲ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    توی پیجم گذاشتم🩷

    ۲ ماه پیش
کپی شد!