بازگشت گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و هشتاد و یک :
پس از آنکه برسام به بهانهی هواخوری از خانه بیرون زد، رز به اتاقش رفت.
روی زانوهایش نشست و از زیرِ تخت جعبه چوبی را بیرون کشید.
موهایش را پشت گوش انداخت و درب جعبه را باز کرد.
تفنگش را برداشت و خشاباش را جا زد.
به اسلحه نگریست و زیر لب گفت:
-امیدوارم اتفاقی نیفته.
از روی زمین برخاست.سرش را سمت میزِ آرایش چرخاند و نگاهی به ساعت انداخت.یازده شب بود!
وقتش رسیده بود وظیف
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
شیرین
1آقای خاج به جهنم خوش آمدی منتظر عذاب باش
۲ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😁❤️
۲ ماه پیشآیناز
1😦😦 پرامم چه پارتی بود عالیی
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت
۲ ماه پیشزهرا 🩷
0از اولم رو سیاوش به جور دیگه حساب کرده بود معلوم بود پسر با معرفتیه
۲ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا😍
۲ ماه پیشS.N
1تنها کاری که تونستم بعد از خوندن پارت بکنم:نفس حبس شدمو بدم بیرون…هوفف
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزدلمی✨️💛
۳ ماه پیشفخری
0عجب پارت نفس گیری نیلوفر جون خسته نباشی عزیزم عالی بود امیدوارم خاج دیگه از زمین بلند نشه قلم زیبات مانا 💞 💞 💞 💞 💞 💞
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوش بشینه به نگاهت عزیزدلم💛🌼
۳ ماه پیشاسرا
0واقعاکتشش 🤔رزپدربقیه نیایندنقشه برسام خراب کنن🙏
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله واقعا کشتش🥲💛
۳ ماه پیشمهشید
0خداروشکر بالاخره خاج سقط شد
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
امیدوارم🤲🏻💛
۳ ماه پیشنیک
0عالی بود✨خسته نباشید
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوش بشینه به نگاهت عزیزدلم💛🌼
۳ ماه پیشمهلا
1عالی بود💜💜
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوش بشینه به نگاهت عزیزدلم💛🌼
۳ ماه پیشهانیه
2تنها کسی که از اون جمع چهار نفره باقی مونده فکر کنم دله🙃 و اما خاج، به سزای کارهاش رسید! خسته نباشید نیلوجون ✨💫 پارت نفس گیری بود✨
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزدلمی✨️💛
۳ ماه پیشHananeh
1آخیشش 😮 💨 الان با اون سرنگ بیهوشش کردن یا کشتنش ؟ وای از اون طرفم افراد خاج رفتن سراغ بردیا اینا
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بیهوش شد گلم💛
۳ ماه پیشملینا
1موندم چرا اسکندرو کشت ولی دمت گرمم بالاخره روز انتقالم رسیده خاج
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
چون اسکندر قصد داشت خاج رو بکشه و انتقام پسرش رو بگیره؛ اما برسام برنامه دیگهای داره.به همین خاطر باید از سرِ راه کنارش میزد🥲💛
۳ ماه پیشMyself
4پارت فوق العاده بی نظیری بود..اما واقعا بدم اومد که برسام اسکندر رو کشت،خیانتش به اون مرد اصلا قابل توجیح نبود..
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مجبور شد عزیزم🥲 چون اسکندر قصد داشت خاج رو بکشه و انتقام پسرش رو بگیره؛ اما برسام برنامه دیگهای داره.به همین خاطر باید از سرِ راه کنارش میزد🥲💛
۳ ماه پیشHananeh
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مجبور شد عزیزم🥲 چون اسکندر قصد داشت خاج رو بکشه و انتقام پسرش رو بگیره؛ اما برسام برنامه دیگهای داره.به همین خاطر باید از سرِ راه کنارش میزد🥲💛
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
0ورودتون رو به جهنم تبریک میگیم ایشالله سرب داغ بریزن تو دهنت