پارت صد و هشتاد و یک :

پس از آنکه برسام به بهانه‌ی هواخوری از خانه بیرون زد، رز به اتاقش رفت.
روی زانوهایش نشست و از زیرِ تخت جعبه چوبی را بیرون کشید.
موهایش را پشت گوش انداخت و درب جعبه را باز کرد.
تفنگش را برداشت و خشاب‌اش را جا زد.
به اسلحه نگریست و زیر لب گفت:
-امیدوارم اتفاقی نیفته.
از روی زمین برخاست.سرش را سمت میزِ آرایش چرخاند و نگاهی به ساعت انداخت.یازده شب بود!
وقتش رسیده بود وظیف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان بازگشت گلوله شخصیت کیوان کیوان
تصویر شخصیت ثامر ولی زاده در رمان بازگشت گلوله ثامر ولی زاده
تصویر شخصیت های رز و برسام در رمان بازگشت گلوله برسام و رز
تصویر شخصیت خاج در رمان بازگشت گلوله خاج
تصویر شخصیت بردیا و برسام در رمان بازگشت گلوله بردیا و برسام
تصویر شخصیت بردیا در رمان بازگشت گلوله بردیا
تصویر شخصیت برسام در رمان بازگشت گلوله برسام
تصویر شخصیت رز در رمان بازگشت گلوله رز
تصویر شخصیت دلارا در رمان بازگشت گلوله دلارا
تصویر شخصیت کاور دیگری از رمان در رمان بازگشت گلوله کاور دیگری از رمان
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    ورودتون رو به جهنم تبریک میگیم ایشالله سرب داغ بریزن تو دهنت

    ۳ هفته پیش
  • شیرین

    1

    آقای خاج به جهنم خوش آمدی منتظر عذاب باش

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁❤️

    ۲ ماه پیش
  • آیناز

    1

    😦😦 پرامم چه پارتی بود عالیی

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت

    ۲ ماه پیش
  • زهرا 🩷

    0

    از اولم رو سیاوش به جور دیگه حساب کرده بود معلوم بود پسر با معرفتیه

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا😍

    ۲ ماه پیش
  • S.N

    1

    تنها کاری که تونستم بعد از خوندن پارت بکنم:نفس حبس شدمو بدم بیرون…هوفف

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی✨️💛

    ۳ ماه پیش
  • فخری

    0

    عجب پارت نفس گیری نیلوفر جون خسته نباشی عزیزم عالی بود امیدوارم خاج دیگه از زمین بلند نشه قلم زیبات مانا 💞 💞 💞 💞 💞 💞

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوش بشینه به نگاهت عزیزدلم💛🌼

    ۳ ماه پیش
  • اسرا

    0

    واقعاکتشش 🤔رزپدربقیه نیایندنقشه برسام خراب کنن🙏

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله واقعا کشتش🥲💛

    ۳ ماه پیش
  • مهشید

    0

    خداروشکر بالاخره خاج سقط شد

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیدوارم🤲🏻💛

    ۳ ماه پیش
  • نیک

    0

    عالی بود✨خسته نباشید

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوش بشینه به نگاهت عزیزدلم💛🌼

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    عالی بود💜💜

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوش بشینه به نگاهت عزیزدلم💛🌼

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    2

    تنها کسی که از اون جمع چهار نفره باقی مونده فکر کنم دله🙃 و اما خاج، به سزای کارهاش رسید! خسته نباشید نیلوجون ✨💫 پارت نفس گیری بود✨

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی✨️💛

    ۳ ماه پیش
  • Hananeh

    1

    آخیشش 😮 💨 الان با اون سرنگ بیهوشش کردن یا کشتنش ؟ وای از اون طرفم افراد خاج رفتن سراغ بردیا اینا

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بیهوش شد گلم💛

    ۳ ماه پیش
  • ملینا

    1

    موندم چرا اسکندرو کشت ولی دمت گرمم بالاخره روز انتقالم رسیده خاج

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    چون اسکندر قصد داشت خاج رو بکشه و انتقام پسرش رو بگیره؛ اما برسام برنامه دیگه‌ای داره.به همین خاطر باید از سرِ راه کنارش می‌زد🥲💛

    ۳ ماه پیش
  • Myself

    4

    پارت فوق العاده بی نظیری بود..اما واقعا بدم اومد که برسام اسکندر رو کشت،خیانتش به اون مرد اصلا قابل توجیح نبود..

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مجبور شد عزیزم🥲 چون اسکندر قصد داشت خاج رو بکشه و انتقام پسرش رو بگیره؛ اما برسام برنامه دیگه‌ای داره.به همین خاطر باید از سرِ راه کنارش می‌زد🥲💛

    ۳ ماه پیش
  • Hananeh

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مجبور شد عزیزم🥲 چون اسکندر قصد داشت خاج رو بکشه و انتقام پسرش رو بگیره؛ اما برسام برنامه دیگه‌ای داره.به همین خاطر باید از سرِ راه کنارش می‌زد🥲💛

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️