پارت صد و هشتاد و دوم :

با دردِ عجیبی که در سرش پیچیده بود، پلک‌هایش لرزیدند.همه‌چیز غرقِ نورِ سفیدی بود که چشم‌هایش را می‌سوزاند.
ناخودآگاه دوباره پلک‌هایش را بست.
چند ثانیه بعد...
صدای برخوردِ موج‌ها با صخره، آرام‌آرام به گوشش رسید.نفس عمیقی کشید و این بار با زحمت چشم‌هایش را باز کرد.
سفیدی محو شده بود.
بالای سرش آسمانِ آبی کش آمده بود و چند متر آن‌طرف‌تر، دریا با خشم به صخره‌ها می‌کوبÛ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان بازگشت گلوله شخصیت کیوان کیوان
تصویر شخصیت ثامر ولی زاده در رمان بازگشت گلوله ثامر ولی زاده
تصویر شخصیت های رز و برسام در رمان بازگشت گلوله برسام و رز
تصویر شخصیت خاج در رمان بازگشت گلوله خاج
تصویر شخصیت بردیا و برسام در رمان بازگشت گلوله بردیا و برسام
تصویر شخصیت بردیا در رمان بازگشت گلوله بردیا
تصویر شخصیت برسام در رمان بازگشت گلوله برسام
تصویر شخصیت رز در رمان بازگشت گلوله رز
تصویر شخصیت دلارا در رمان بازگشت گلوله دلارا
تصویر شخصیت کاور دیگری از رمان در رمان بازگشت گلوله کاور دیگری از رمان
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    ول کن خاج خرابه متاسفانه

    ۳ هفته پیش
  • شیرین

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁

    ۲ ماه پیش
  • آیناز

    0

    نصفشو گذاشتم هنوز نخوندم ای گه تو دهنت خاج موقع مرگ هم ول کن این بدبختا نیستی سگ خور

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • آیناز

    0

    ای وای خدا یعنی چی میشه 😭😭

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥺🥺❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    1

    کتک کمشه برسام ، بزن تیکه تیکش کن مرتیکه مریضوو

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😁

    ۲ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    نکنه ثامر خودکشی کنه تا خاج نتونه باهاش برسام رو تهدید کنه؟؟

    ۳ ماه پیش
  • فاطی

    0

    اووم.خب خاج مهره اصلیه امکانش هست حذف بشه..فکر نکنم برسام بتونه این کار و انجام بده..نیلوفر جوونی چرا نمیری سر اصل مطلب..هووم..

    ۳ ماه پیش
  • rey☆♡

    1

    برخلاف همه که فک میکنن ثامر میمیره نظر من این نیست فکر میکنم قراره سوپرایزمون کنی یک ادم مهممو بکشی 😫😫

    ۳ ماه پیش
  • نادیا

    0

    دقیقا عزیزم😂نیلوفر کارش بازی با اعصاب و روانمونه😂

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه عزیزمم.من مثل بردیا خیلی مظلوم تشریف دارم....اینی که گفتی کار خاجه😁😁❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • Mahdis

    1

    اوه برسام خشن شد ایشالا هیچ اتفاقی براشون نیوفته 🥲🫣 ممنون بابت پارت🌿🕊

    ۳ ماه پیش
  • م

    1

    ولی من اصلا دوست ندارم دیگه هیچکدوم از دست بدیم،خاج رو ولی باید تحویل بده با مدارک 🥺🙏🏻

    ۳ ماه پیش
  • آوینا

    5

    وای اصلا دلم نمیخواد اتفاقی واسه شون بیفته حیفه بعد این همه سختی و دوری خوش و خرم کنار هم نباشن

    ۳ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    مرسی عزیزم خیلی پارت خوبی بود و درمورد اطلاعیه واقعا نمی دونمی بگم یکی اینکه اصلن دلم نمی خواد تمام بشه و از طرف دیگه هم فقط خدا خدا میکنم که از این دو زوجمون کسی آسیبی نبینه. حتی ثامر ولی چه میشه کرد 😞😢💔

    ۳ ماه پیش
  • Ala

    1

    اگه میخواد اتفاقی بیوفته نباید برای اینا باشه نه ثامر نه برسام نه بردیا نه حتی دخترا شاید یکی دیگه باشه چرا انقدر فکر بد میکنین؟🥺🙂🖤

    ۳ ماه پیش
  • Ala

    3

    برعکس روزای دیگه که دوست داشتم بازم پارت بیاد اصن خوشم نمیاد پنجشنبه پارت بیاد دوست ندارم اتفاق بدی بیوفته اخه تازه هم و پیدا کردن🥲💔

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    1

    سه حسی بهم میگه ثامر قراره از جمعشون حذف بشه!😢 اگه این باشه برسام خیلی ناراحت میشه چون تازه پدرش رو پیدا کرده🥺 مرسی بابت پارت نیلوجون ✨💫

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️