پارت صد و هشتاد :

نسیمِ خنکِ شب، از میان موهایش گذشت و چند تار را روی پیشانی‌اش تکان‌ داد.
دستانش را به دور حفاظ حلقه کرد و نگاهش را به چراغ‌های شهر دوخت.
نیویورک مثل همیشه در همهمه و شلوغی فرو رفته بود؛ اما صدایش به بالای برجی که برسام در آن ساکن بود، نمی‌رسید.
کمی بعد، دربِ تراس باز شد.
نسیم دوباره وزید و بویِ شیرینِ عطرِ زن، زیر شامه‌ی برسام پیچید.
رز آرام جلو آمد و با کمی فاصله، پشتِ س

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان بازگشت گلوله شخصیت کیوان کیوان
تصویر شخصیت ثامر ولی زاده در رمان بازگشت گلوله ثامر ولی زاده
تصویر شخصیت های رز و برسام در رمان بازگشت گلوله برسام و رز
تصویر شخصیت خاج در رمان بازگشت گلوله خاج
تصویر شخصیت بردیا و برسام در رمان بازگشت گلوله بردیا و برسام
تصویر شخصیت بردیا در رمان بازگشت گلوله بردیا
تصویر شخصیت برسام در رمان بازگشت گلوله برسام
تصویر شخصیت رز در رمان بازگشت گلوله رز
تصویر شخصیت دلارا در رمان بازگشت گلوله دلارا
تصویر شخصیت کاور دیگری از رمان در رمان بازگشت گلوله کاور دیگری از رمان
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیرین

    1

    برسام چی تو سرت میگذره خدایا برسام و به تو سپردم

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥺🥺❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • Roghayyeh

    10

    بدون بهار و امیرسام فک نکنم بچسبه ثامر جان دوتا پسرات تفلونن امیر نباشه صفا نداره

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    الان واقعا دلت اومد به برسام و بردیا بگی تفلووووون؟؟؟🥲🥲 چطووور؟؟؟ حالا بگیم بردیا مافیا نیست؛ ولی برسام که گنگش خیلی باااالاست بچم🥲😭💛

    ۳ ماه پیش
  • Roghayyeh

    3

    درسته برسام گنگش بالاس ولی یه امیرک هم نیست

    ۳ ماه پیش
  • Myself

    1

    کاش برسام ثامر و بردیارو در جریان کاراش بزاره میترسم خاج بلایی سرش بیاره..برسام تنها از پس خاج برنمیاد😔

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥺🥺💛💛👌🏻👌🏻

    ۳ ماه پیش
  • لیلا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به زودی مشخص میشه گلم💛💛

    ۳ ماه پیش
  • الی

    3

    امیدوارم واقعا خوشمزه ترین شامشون بشه

    ۳ ماه پیش
  • Fatemeh

    1

    من از پارت قبل همین حسو دارم وقتی که خاج برسامو تهدید کرده یه چیزی ته دلم می گفت که یه بلایی سر یکیشون میاد حالا چه برسام چه بردیا 😢😞💔

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲🥲🥲

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💛💛

    ۳ ماه پیش
  • Ala

    1

    حس میکنم بردیا یا برسام یه اتفاقی براشون میوفته..امیدوارم حسم اشتباه باشه..

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥺🥺💛💛

    ۳ ماه پیش
  • آیناز

    3

    شاید شام امشب به خوشمزه ترین غذای باشه که تو عمرم خوردم 😭😭 وایی بمیرم یعنی چی میشه

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خدانکنه قشنگم💛

    ۳ ماه پیش
  • فاطی

    1

    شام امشب..امیدوارم تکرار این شام دوباره بیفته

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    منم🥺

    ۳ ماه پیش
  • Mahdis

    1

    تن من از جمله اخر لرزید !! ممنون نیلوفر جان 🌿🕊

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ای خدا🥺💛عزیزدلمی✨️💛

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    4

    هه😏خاج فکر کرده خودش همیشه پیروزه ولی کور خونده! ولی جمله آخر معنی های متفاوتی داشت!:) دیگه داریم به آخرای داستان می رسیم! امیدوارم پایان خوبی داشته باشه.. مرسی نیلوجون ✨💫

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوش بشینه به نگاهت عزیزدلم💛🌼

    ۳ ماه پیش
  • rey☆♡

    3

    از برسام این همه حرفای خوب زدن تو جمع و احساسی رفتار کردن بعیده واقعا خانواده تأثیر میزاره رو روح و روان ادم. 🥲❤ امیدوارم اتفاقی واسه برسام نیوفته😥😓

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    برسام از وقتی خانواده‌اش اومدن پیشش،رفتارش تغییر کرده🥲💛 انگار اون سد دفاعی که دور خودش چیده بود، کنار رفته🥲💛

    ۳ ماه پیش
  • آمینا

    3

    امیدوارم خوشیاتون پایدار باشه واقعا سخته یکیتون نباشه🥲🥲

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    واقعا🥲💛

    ۳ ماه پیش
  • اسرا

    2

    بایدهمش باهم باشن تاخاج بلایی سرشون نیاره🙏🤔

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💛💛

    ۳ ماه پیش
  • مهسا

    4

    این خانواده دیگه حقش نیست که اعضاش از هم جدا بیوفتن.. خیلی نامردیه اینجوری..

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲🥲💛💛

    ۳ ماه پیش
  • محیا

    3

    امیدوارم پیک زودتر از برسام انتقام کیوان رو بگیره تا همه از دست خاج راحت شیم

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💛💛💛

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️