پارت هشتاد و چهارم :


تن همه تکان خورد و دوتا پرستار آمدند و یک‌دفعه خواهر علیرام
جیغ کشید و غش کرد. رضا گفت: یاابوالفضل!

رامونای بی‌حال چشمانش را باز کرد و نگاه اشکی‌‎اش را بالا
کشید. دید سینه ی علیرام بالا و پایین می‌رود. پلک‌هایش باز شد و نگاه کرد. مادر علیرام
صدا زد: دکتر! آقای دکتر! یکی به دادم برسه. بچه‌ام زنده ست! بچه‌ام نفس می‌کشه.

و دوباره پرستارانی بودند که به این سو می‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مری

    0

    وای این دو پرنده ی عاشق بهم رسیدن 😍😍😇🥲

    ۲ ماه پیش
  • مونس8

    1

    من خیلی زیاد رمان خوندم چندسالی میشه ولی این رمان نبود خود زندگی واقعی بود

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۲ ماه پیش
  • مبینا

    1

    خانم مهاجر آدم ترسناکی هستیا. چه طوری میری توی بوتیک بعد یهو غیب میشی😭😂

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    اینا همه تهمت و شایعه ست😔😂

    ۲ ماه پیش
  • طرفدار

    2

    خیلی قشنگ بود اما اگه میشود بقییه بچ ها هم زنده میشودن بهتر هم میشود گناه داشتن ک زنده نمودن چقدر امید داشتن ب زنده موندن 😭🖤💔

    ۲ ماه پیش
  • Ayda

    0

    خیلی زیباست خوشحالم که همه چی داره خوب میشه💖

    ۲ ماه پیش
  • Jolia

    7

    اون خانم چادری شما بودی خانم مهاجر؟چقدد قشنگ که خودت رو تو رمانت آوردی 🥺🥺😭❤️ کاش پارت پایانی هم همین امشب میذاشتی 🥲

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    تو همه کتابها هستم. امضای کاریه🥰

    ۲ ماه پیش
  • Jolia

    0

    خیلی کار قشنگ و یونیکیه ، واقعا تحسینتون میکنم هم برا نگرش خلاقانه و هم نوشتنش متنهای صمیمانه ، خیلی با رمانهاتون ارتباط برقرار میکنم و نظرم رو جلب میکنن، مانا باشید و ممنون بابت لحظات قشنگی که برای ما و کاراکترا می سازین🫶🏻🫂❤️🥺💋💋

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😎💕مخلصم

    ۲ ماه پیش
  • پگاه

    0

    ممنون آرزو جان خدا قوت عالی بود

    ۲ ماه پیش
  • راحیل

    0

    کاش جلددوم سدناوبچهامیبودن وباهم دوست میشدن خیلی حیف شد کاش بیشترادامه داشت . سدناییلل نرو

    ۲ ماه پیش
  • کیمیا

    3

    😂😂 معلوم بود ی جایی از لج هم دمار از روزگار هم درمیارن. امیدوارم ساسان و مهرشاد و ترانه و ارکیده مورد لطف قرار بگیرن. بحح نویسنده هم که اومد به صحنه

    ۲ ماه پیش
  • طوفان

    0

    اون خانوم چادری سدنا بوده اره.. اخه یه پارت دیگه مونده تمومشه چیکار کنم هوم 🖤😭🖤😭

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    سدنا چادر سرش بود اخه😂 نویسنده بود

    ۲ ماه پیش
  • دختر شهریور

    1

    من چندین ساله که انواع رمان رو از نویسنده های متفاوتی میخونم،ولی آرزو جون شما یه جوری قلمت خفنه که واقعا نظیرش رو کم دیدم،جوری توی داستان هات احساس نهفته هست،که تک تک لحظاتش رو با بند بند وجودم حس میکنم و تمامی احساسات و اتفاقاتی که برای شخصیت رمان میوفته رو جوری حس میکنم که انگار اون شخصیت منم🥹❤️✨

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عسلم

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    بینظیره ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت

    ۲ ماه پیش
  • میم

    1

    خیلی خوشحال شدم تو این مدت که اینا نبودن شراره به سزای کارای پلیدش رسید،علیرام شانس آورد پشیمون شد وگرنه الان با شراره بی آبرو می شد دیگه گناهشم بماند

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    شانس نبود. انتخاب درست کرد🤧

    ۲ ماه پیش
  • میم

    4

    خیلی قشنگ اومدین تو رمان،و یادآوری حرفای سدنا،خیلی جالب بود،یجور مشکلات دنیارو به مسخره می گرفت آدم خجالت می کشید بخاطر اینا از پا افتاده 😁

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    مامور عذاب ژذابی بود😂

    ۲ ماه پیش
  • Fatemeh

    1

    اصلا مگه مهرشاد و ترانه هم و دوست نداشتن؟! خب یعنی چی که پس مردن؟!😭😭 انقدر با امید و ارزو داشتن معما رو حل میکردن اینطوری که پایانش خوش نیست..

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️