پارت هشتاد و پنجم :

بعد از این که ساعتی در بوتیک باهم دیگر بودند تعطیل کردند و بیرون آمدند. به سمت محله ی رامونا راه افتادند. از کنار نانوایی مهرشاد و آرایشگاه ساسان رد شدند و رامونا ایستاد. به در بسته ی آرایشگاه و اعلامیه ی فوت ساسان نگاه کرد. روی عکس خندانش دست کشید و به یاد تمام حرف‌هایش افتاد. دلش گرفت و بغض در گلویش جمع شد و یک قطره اشک از لبه ی پلکش سقوط کرد. دست گرم علیرام حامی شانه‌هایش شد. رامونا گفت:

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • گلاره

    0

    آرزو جونم خییلی عالی بود 😘❤️ولی توی بخشی از قلبم که کلمات این رمان توش محفوظه جای ارکیده و ساسان و ترانه و مهرشاد خالی میمونه🙃

    دیروز
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    دیروز
  • مهناز

    1

    صد در صد آتوسا رو دنبال میکنم👌

    دیروز
  • مهناز

    0

    نویسنده جان خسته نباشید و قلمت سبز و مانا✍️🍀رمان بسیاار زیبا و تاءمل برانگیزی بود،بی نهاایت زیبا

    ۴ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۴ روز پیش
  • J.a

    1

    رمان فوق العاده ای بود نمیدونم چجوری واقعا تعریف کنم ازش ولی واقعا روی تفکراتم تاثیر زیادی داشت.از نویسنده عزیز ممنونم با این داستان فکر میکنم شما بخشی از وظیفه و تکلیف خودتون در این دنیارو انجام دادین چون واقعا با قلمتون میتونین به زندگی خیلیا نور ببخشین و اونارو اگاه کنین.ارزو میکنم بیشتردیده بشه

    ۱ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۱ هفته پیش
  • ♡Boshra♡

    0

    خیلی زیبا و با مفهوم واقعا ارزش خوندن و وقت گذاشتن رو داره من واقعا از نویسنده عزیز سپاسگذارم رمان خیلی جذاب و جدیدی بود موفق باشید خدا حافظی نمیکنم چون میخام آتوسا رو شروع کنم تو کانال ابله یه خلاصه ای ازش خوندم و میتونم به جرعت بگم عالیه و من عاشقشم میبینتون☺️💮🌺🌷🥇🙏🤲☝

    ۱ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۱ هفته پیش
  • راحیل

    0

    رس بهترین رمانی بودک خوندم کاش میشدبیشتر پارت گزاری میشد .ازاول تنهارمانی بودک انلاین هرلحظ منتظرپارت بعدیش بودم .ممنون .ب امیدموفقیت بیشتر

    ۱ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۱ هفته پیش
  • bela

    0

    من طاقت نیاوردم از پارت۲۱ اومدم پارت آخر دلم گرفت چرا لونا مردن حالا کجان جهنم ولی همشون خیلی خوب بودن نهه من دارم گریه میکنم🥺💔

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    کسی نگفت جهنم رفتن. مشخص نیست. به رحمت خدا امیدواریم🌹

    ۲ هفته پیش
  • Mahbob

    1

    عالی بود مرسی

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۲ هفته پیش
  • Nazanin

    0

    بی نظیر بود می تونید رمان های فانتزی عاشقانه بیشتری بنویسید

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    درحال نوشتن هستیم. روز به روز بیشتر❤️ درحال حاضر هم رمان آتوسا روی اپ هست🌹❤️

    ۲ هفته پیش
  • الهام

    0

    رمان خوبی بود

    ۲ هفته پیش
  • آلا

    0

    عرر چقدر قشنگ بود خداا نمیشه فصل دومم بنویسیی تولوخدا ارزوو آرزوو من ضعف کردم برا رمانت

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۲ هفته پیش
  • Soraya

    0

    عالی بود رومانتون ،خستە نباشی 🤗🤍 قلمتون خیلی زیباست بانو

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۲ هفته پیش
  • سادی

    0

    من از اولین پارت گذاری های این رمان با شما بودم خسته نباشید داستان بسیار جذاب و قشنگی نوشتید به امید رمان های جدید.

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه 😊😊😊😊😊

    0

    سلام الان رمان تموم شده یا ادامه داره

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    تموم شده دیگه. نوشته پایان🌹

    ۲ هفته پیش
  • کنجد

    0

    دوسش داشتم،قلمتون خیلی زیبا بود امیدوارم تو کارهای بعدی تونم موفق باشین🩵

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم شما رو در آتوسا می بینمتون 😍

    ۲ هفته پیش
کپی شد!