رس به قلم آرزو مهاجر
پارت هشتاد و یک :
جوری هق هق میزد که دل سنگ هم به حالش آب میشد. حتی سدنایی که همیشه به او متلک میگفت و باتمسخر سرزنشش میکرد، بالای سرش ایستاده بود و با ترحم نگاهش میکرد. رامونا سرش را بلند کرد و با چشمان خیس و خونی او را نگریست. سدنا به آرامی گفت:
ـ خودکشی ناگهانی اتفاق نمیفته. ذره ذره اتفاقات روی هم جمع میشه. مثل پشمها که ذره ذره جمع میشن و تبدیل به یک قالی میشن. میدونی؟ حکایت تو حکایت
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
بهار
0برمیگرده و جای همه ی دوستاش و علیرام زندگی میکنه.همونجور که به همه قول داد
۱۰ ساعت پیشSoraya
0خستە نباشی ارزو خانم عالی بود 🫀🫶🏻
۱۱ ساعت پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
💖❤️✨
۱۱ ساعت پیشرقیه
0یعنی علیرام برنمیگرده من خیلب زوج علیرام و رامونا رو دوس داشتم🥲
۲۲ ساعت پیشراحیل
0کسانی مث رامونا جاشون همون جهنمه .
دیروز
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
من و شما خدا نیستیم که برای سرنوشت بنده ها حکم صادر کنیم🌹خداوند ارحم الراحمینه. و اگر قرار بود خداوند اینطور فکر بکنه هیچکس به بهشت نمیرفت.
۲۴ ساعت پیشطوفان
0مامی سدنا مرسی ممنونم که اینقدر راهنمایی میکنی ❤️🌑🌑❤️🌑❤️🌑❤️🌑❤️🌑❤️🌑❤️🌑❤️🌑❤️🌑
دیروزAyda
0خیلی رمان جالبیه به نظرم هرکسی نیاز داره این داستانو بخونه امیدوارم سر راه کسایی که قصد خودکشی دارن هم قرار بگیره ممنون بابت رمان جذابت
دیروز
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
💕💕
دیروزنیلوفر آبی
1😪😪واقعا بغض کردم اشکم در اومد امیدوارم هیچکس به فکر همچین کاری نیافته بدونه *** واخر فقط خداست توکل نامید فقط به خدا نه به بنده ش وشیطان ممنون خسته نباشید
۲ روز پیشآتاناز
1واقعا چرا ما آدما بعضی وقتا خدا رو فراموش می کنیم و انتظار داریم دیگران کمکمون کنن وقتی هم از اونا نا امید میشیم دست به کار احمقانه ای مثل خود کشی می زنیم خدا خودش بهترین دوست و همراه آدمه که در هر شرایطی هم کمکمون می کنه خدا خودش ارحم الراحمین خدایا خودت به همه کمک کن
۲ روز پیشپگاه
1خدا کنه برگرده
۲ روز پیشدخترک شهریوری
3حس میکنم رامونا برمیگرده ولی علیرام یا خیلی دیر برمیگرده ، یا به یه شکل دیگه و درغالب یه آدم دیگه ای برمیگرده و از اول باهم آشنا میشن و رامونا حس کنه اون شخص علیرامه..
۲ روز پیشمریم. ن
4عجب! عالی بودافرین به این همه استعداد 👏
۲ روز پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
فدات💕
۲ روز پیشفرشته
6بی نهایت ممنونم بانو جانم بابت خلق این رمان شاهکار که آموزنده هست و با خوندنش نه تنها هرگز به خودکشی فکر هم نمی کنی، بلکه به خدا نزدیک میشی و زندگی رو از زاویه دیگه نگاه می کنی.. رمانی که می تونه تغییرت بده تا خوشبختی رو توی زندگی بفهمی و بهت میگه فقط به خدا تکیه کن و دل ببند و امید داشته باش❤️
۲ روز پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
❤️💕💖🌹
۲ روز پیشFatemeh
1به عنوان یک نویسنده کوچک، باید بگم نوشتن این پارت انرژی خییلی زیادی میخواد، حس می کنم به شدت با روح روان نویسنده بازی کرده واقعا نوشتنش یه دست مریزاد میخواد باریکلا ارزو جون، پایدار باشی👏🌸
۲ روز پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
فدات عزیزم
۲ روز پیشزیبا
1برمیگرده، خدا بخشنده اس، توبه ی واقعی رو میپذیره🥹
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

پری
0خیلی پارت قشنگی بود خیلی، ولی احساس می کنم برمیگردن همه اشون چونکه خدا بخشنده اس اونارو میبخشه 🤍