پارت هشتاد :

رامونا جلو رفت و فکر کرد که چه کسی زیر ملافه است؟ همین که ملافه را از روی سرش کشید، نفسش گیر کرد و شل شد و روی زمین افتاد.
جنازه ی خودش بود!

دستانش را جلوی دهان خودش گرفت و فشار داد. آنجا بود که متوجه شد چرا دستورالعمل کامل نشده بود. منظور از عروسک مُرده سپیده بود اما منظور از « جنازه را پیدا کنید» جنازه ی خودش بود. جنازه ی خود رامونا.

دستش را به صورت رامونای مُرده کشید و ناگ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • کیمیا

    0

    تف به ذات خرابت شراره خیره سر رذل . الهی بمیرم 😭😭

    ۲ ماه پیش
  • الناز 🌼

    0

    قبول دارم صحنه خیلی بدی بود ولی من میگم رامونا باید به علی فرصت میداد من خودم میدونستم هیچی عوض نمیشه ولی هزار بار بهش فرصت دادم تاجایی که دیگه فرصتی نموند و تموم کردم

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    درستش این بود فرصت بهش میداد💔

    ۲ ماه پیش
  • Jolia

    1

    دارم لحظه شماری میکنم ببینم چی میشه🫰🏻🥺 البته خودم یه حدسایی دارم به نظرم خدا به همشون دوباره فرصت برگشت به دنیا و زندگی رو میده🫠😍 رامونا و علیرام با هم میمونن و یه عمر با هم تو دنیا زندگی میکنند🥺😍

    ۲ ماه پیش
  • Jolia

    1

    بی صبرانه منتظر پارت جدیدم🥺😍😍😭♥️

    ۲ ماه پیش
  • مبینا

    0

    داستان واقعا غمناک بود🥲 فقط امیدم به اینه که هنوز ادامه داره✨

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    هنوز تمام نشده داستان

    ۲ ماه پیش
  • وستا

    0

    داستان یه جوریه که انگار مرگ رامونا تقصیره علیرامه ولی تو عمق داستان این راموناس که عجولانه تصمیم گرفت اشتباه کرد و با اشتباهش علیرامم از بین برد..

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • Fatemeh

    2

    اصلا گیریم که علیرام تحت فشار بود کل زندگیش و می فروخت بهتر از این بود که چنین کار وقیحانه ای انجام بده علیرام خیلی مقصر بود..خیلی چرا اولش قبول کرد؟ باید بدون درنگ و صبر ،حتی بدون فکر کردن قبول نمی کرد به هیچ عنوان.. اما قبول کرد..و تا دو قدمی پیش رفت به نظرم علیرام خیلی مقصر بود

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    سلام رفیق. ببین حرفهای شما در زاویه دید شما کاملا درسته. اما چندتا چیز میخواستم در رمان رس به مخاطب بگم یکیش این بود که ادم ها خاکستری هستن و هیچ انسانی کامل نیست و همه اشتباه میکنن، مهم روش برخورد با اون اشتباهه. حتی کسی هم که ازش بت میسازیم، ممکنه رفتاری بکنه که دل ما بشکنه. خودمونم همینیم. دومین

    ۲ ماه پیش
  • Fatemeh

    3

    من اگه جای رامونا بودم حتی اگه طرف مقابل برام توضیح هم بده این یه مورد هیچ جوره تو کتم نمیره «چرا اولش قبول کردی؟» و هزار تا دلیل هم بیاره باز برام موجه نیست!

    ۲ ماه پیش
  • Fatemeh

    4

    علیرام هم مقصر بود هر چند که خیانت نکرد، اما حتی نباید حاضر میشد که این کار و کنه! علیرام تا دو قدمی اون کار اشتباه رفت شلوارشم در اورد خب اشتباه کرد دیگه!! علیرام هم اشتباه کرد.. اگه علیرام حاضر نمیشد به هیچ وجه این کار و کنه، این اتفاقا نمیفتاد. هر چند که خب رامونا هم زودتصمیم گرفت.

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    نمیدونم چی بگم.. ههععیی روزگار

    ۲ ماه پیش
  • پری

    0

    ولی مگه همه کسایی که تو برزخ بودن خودکشی نکردن؟علیرام که خودکشی نکرد حالش بد بود ماشینو ندید، این خودکشی محسوب میشه؟

    ۲ ماه پیش
  • پری

    2

    آخ مونای مظلومم تصور اینکه چقدر حالش اون لحظه بد بوده سخته ولی راه حل همه چی که خودکشی نیس میتونست یکم تحمل کنه😭🥲

    ۲ ماه پیش
  • راحیل

    1

    نمیگم مقصر راموناس ولی رامونا هم اشتباهش کمترازعلیرام نبوده تادید پسره بااینه سریع رفت خودشوپرت کرد . مرگ پدرش ودوستش ک مرگ برایه همه هست وحق همه ست بدازاتفاق علیرام میتونست بره خونه کلی گریه کنه ن اینک مستقیم بره خودشوبکشه که این پسرنه یه پسردیگه بخاطراین چیزانباید ازرویه احساس تصمیم میگرفت

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    اصلا بدبختی اینه قضیه سو تفاهم بود و خیانتی هم نبود فقط کافی بود یکم صبر کنه علی براش توضیح بده💔

    ۲ ماه پیش
  • راحیل

    0

    درهرصورت رامونا خیلی عجله کرد میتونس بره خونه کلی گریه کنه بامادرش یابرادراش وقتی میدیدن ناراحته صحبت کنه بدیکی دوروز باعلیرام صحبت میکرد وشرایط اونودرک میکرد راه حل خیلی ازمشکلات بزرگ خودکشی نیست مخصوصا اینی ک باهوشم بوده اگ قرارباشه هرکس دوست چندسالش بمیره عزیزانش فوت کنه خودکشی کنه ک نشدزندگی

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    اشتباهش همین بود💔

    ۲ ماه پیش
  • راحیل

    0

    ولی رامونا هنوزیکسال بدفوت پدرش مشکی پوشید بدفوت زهرا درسته دوست عمریش بوده ولی نبایدتویک نقط میموند ودورخودش حصارمیزد گاهی اشتباهات مون روتقصیر دیگران می اندازیم ادم باهوش هیچوقت توباتلاق دیگران خودشوغرق نمیکنه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️