پارت هفتاد و هفتم :

از آن آزمایشگاه خارج شدند. ابتدا و انتهای راهرو را چک کردند. هیچ عروسک شومی یا قهقهه ی زیغی ندیدند و نشنیدند. ناگهان ارکیده گفت: عوق! این چیز نفرت‌انگیز چیه روی زمین؟

رامونا با اخم نگاهی به کف زمین انداخت زیر نور قرمز راهرو که هی روشن و خاموش می‌شد به آن دقیق شد و گفت: شبیه یه بند ناف بزرگه.
بند ناف تا ته راهرو امتداد داشت و دور و برش کف راهرو اینجا و آنجا خون پاشیده شده بود. ارکید

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    0

    امشب پارت نداشتیم 🙁

    ۴ ساعت پیش
  • الی

    0

    وای خدا عالی بودنفسم بند اومد از ترس ازت ممنونم بابت رمان زیبات. عروسک مرده رو منم خوب حدس زدم🤩

    ۵ ساعت پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    خواننده های من باهوشن😎

    ۴ ساعت پیش
  • رومینا

    0

    درمورد عروسک مرده من قبلا هم به سپیده شک کرده بودم چون رامونا میگفت مثل یه عروسک زیباست و دفعه اول که تو تابوت دیده بودتش و بهش چیز میز وصل بوده که زنده نگهش داره درمورد عروسک ها و اون جنینه و اینا هم که حرفی ندارم😑 دیگه آخراشه امیدوارم ختم به خیر بشه👩 🦽

    ۱۳ ساعت پیش
  • سرو

    1

    اون جنین هم خیلی افتضاح بود اوضاعش این فروزنده هم خیلی جلاده چه بلایی بود که سر این بدبخت آوردی

    ۱۴ ساعت پیش
  • سرو

    0

    وای این الان کی بود که دخترا جیغ کشیدن علیرام پس کوش سپیده هم واقعا نمیدونم چی درموردش بگم هنگم

    ۱۴ ساعت پیش
  • زهرا

    2

    فروزنده با این جنین چکار کرده پس چقد بد اون رو کشته ک اینجوری له شده چقد با درد مرده..وای ب حال اونایی ک جنینشون رو کورتاژ میکنن

    دیروز
  • اکرم بانو

    1

    عزیزم پارت های قبلی گفته شد وقتی فروزنده اون عمل خطرناک رو روی سپیده انجام میداد،سپیده باردار بود و جونش رو از دست داد،و فروزنده باعلم به این موضوع اون کارو کرد

    ۱۷ ساعت پیش
  • اکرم بانو

    0

    اینجوری که اینا ترسیدن و جیغ کشیدن خدا میدونه این یکی دیگه چی باشه

    ۱۷ ساعت پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    عالی بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود خدا قوت

    ۱۸ ساعت پیش
  • میم

    2

    ای وای،این دیگه چی بود تو حیات ،علیرام چی شد،چرا خبری ازش نیست؟ سپیده رو چیکار کنن 😮🥺🙏🏻

    دیروز
  • اسرا

    1

    الان بلاسرارکیده میایدرامونا می تونه سپیده بکشه یانه🙏

    دیروز
  • فرشته

    1

    هنرت حرف نداره، بانو جانم.. بی نظیره❤️

    دیروز
  • فرشته

    2

    رمانی شاهکار که تا ابد در قلب و ذهن آدم ماندگاره❤️

    دیروز
  • فرشته

    1

    وای وای وای.. چه جای حساسی تموم شد🥺💔 یعنی چی میشه؟ خداکنه بلایی سر هیچکدومشون نیاد🥺

    دیروز
  • پری

    2

    وای وای پس علی چیشدد؟چی پشتشون بود که گف مراقب باش 😶

    دیروز
  • یگانه

    1

    وایی یعنی چی بود من دق میکنم تا فردا ولی سپیده حیف بود 🥺

    دیروز
کپی شد!