شب سوار به قلم آرزو مهاجر
پارت صد و هشتم :
در را بست و با دلخوری گفت: دیگه هیچوقت به من دروغ نگو سُودا.
گفتم: ولی....
یاسر برای اولین بار حرف مرا قطع کرد: الان چندمین دفعهست که میبینم داری دروغ میگی. دروغ گفتن کار آدمهای ترسوئه.
یواش گفتم: منم نگفتم شجاعم.
ـ ازت پرسیدم دعوا شده و بهم به دروغ گفتی نه. باید همه چیزو بهم بگی. آدمهای ترسو، آدمهای زبون و عقدهای میشن. وقتی حرفهاتو توی دلت نگه میداری برات ع
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

فاطمه
0ننه تاج ماه یاد جوانی کرده😅