پارت شصت و دوم :

من: نمی دونم، ای شکوفه از دست تو با این فیلمت مغزمون قفل کرد. دفعه ی بعد یه فیلم بیار مغزمون از پس تحلیل و هضم کردنش بربیاد.
-چشم زن داداش ولی حال کردین چه خوب هر سه نفرمون رو پای تلویزیون میخکوب کرد؟
-آره خدایی.
ظرف حاوی تکه های پیتزا را به سمتش می گیرم.
-اینا رو ببر برای شکوه، وسایلتو بیار شب اینجا بخواب.
شکوفه از خوشحالی کف هر دو دستش را به هم می کوبد.
-تو رو خدا راس میگی ز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • •مریم•

    0

    خب اگه اعلا این وسط بگه من اون زن هارو *** میکردم خودشون هم راضی بودن، بعدشم بگه عطا و صنم سر و سری دارن دادگاه به نفع اعلا رای میده💔🤷🏻 ♀️

    ۴ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    اعلا نمیتونه چون اون زن شوهرداشته

    ۴ ماه پیش
  • ریحانه

    0

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • مژده

    1

    خب خب،فکر میکنم اعلا میخواد با پیش کشیدن علاقه ی زنش به برادرش تو دادگاه و پیش قاضی خودشو از اینی که هست هم منفورتر کنه

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️