پارت شصت و یک :

-تک و زر خوبه.
عطا باز هم گیج به قفسه نگاه می کند.
-این ۱.۵ و ۱.۲ چی‌ میگه؟
-قطر رشته های ماکارونی ان اونا.
باز هم سردرگم است.
-دوست داری رشته های ماکارونی درشت باشه یا نازک؟
-نازک.
-۱.۲ رو بردار.
خریدی که فکر می کردیم بیست دقیقه ای تمام می شود، یک ساعت طول می کشد.
بیشتر نایلون های خرید را خود عطا برداشته است و من فقط دو نایلون را دست گرفته ام.
به پارکینگ که می رسیم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نغمه گلی

    0

    الهیی عزیزم inception رو دیدن 😂 اگه اشتباه نکنم محصول 2011 هست ..نازیی اینا طفلکیا انقدر زندگیاشون شلوغ و درهم بوده که ندیده بودند 🥹

    ۴ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    آفرین به تو درسته

    ۴ ماه پیش
  • نغمه گلی

    0

    ولی یه حسی بهم میگه همه این گوگولی بودن و زندگی عادی بدون اعلا همش آرامش قبل از طوفانه ، یه فاجعه ، یه جور مصیبت تو راهه..

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️