پارت بیست و هشتم :

خیلی سریع تغییر موضع داد:
_ اصلا گردن ما از مو باریک تر آیدا خانم، خوبه ؟ چی شده که خانم خانما این قدر عصبانی و ناراحته؟
لبخند محوی جای اخم هایم را گرفت و برای لحظه ای به زمین زیر پایم خیره ماندم:
_ خب یه حرفی می زنی که جگر آدم آتیش می گیره.من میگم شخصیتم اینجا داره میره زیر سوال اونوقت تو حرف از پول می زنی.
لحظه ای ساکت ماند و بعد به صورت ناگهانی لحن صدایش را عوض کرد:
_بگم غلط

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!