پارت سیزده :

کیان بی‌آنکه دستم را رها کند، مرا از راهروی نیمه‌تاریک عبور داد.

قدم‌هایش سریع بود؛ سریع‌تر از همیشه، طوری که مجبور بودم تقریباً هم‌پایش حرکت کنم.

صدای گروه‌های بازدیدکننده از بخش‌های دیگر ساختمان می‌آمد، اما ما از راهروهای خلوت‌تر رد می‌شدیم؛ مسیرهایی که انگار فقط خودش بلد بود.

نفسم هنوز نامنظم بود.

نه فقط به‌خاطر نزدیکی چند دقیقه قبل.

به‌خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!