آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت شصت و ششم :
از زبان لیرا
چند دقیقهای توی همون حال موندیم و هم رو آروم کردیم تا بالاخره ساروس خیالش راحت شد و من رو رها کرد تا نگام کنه. «واقعاً معذرت میخوام لیرا؛ من خیلی کم پیش میآد اینطوری کنترلم رو از دست بدم و تو متأسفانه بدشانسی آوردی و یکی از اون دفعات معدود رو دیدی. قول میدم در آینده بیشتر مواظب باشم.»
آهی کشیدم و سرم رو تکون دادم، ولی ترجیح دادم سکوت کنم. واقعاً نیازی نبود پی
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
