پارت شصت و پنجم :

گلوم رو صاف کردم و یه نفس عمیق کشیدم تا خودم رو کنترل کنم. «خب... من فقط اون رو دیدم، هیچ‌کدوم از گرگ‌های دیگه‌ای که دزدیده شده بودن اونجا نبودن.» در حالی که با انگشتام بازی می‌کردم (عادتی که وقتی استرس دارم ول‌کنم نیست)، ادامه دادم: «به یه صندلی بسته بودنش و بدجوری کتکش زده بودن. سعی کردم... سعی کردم یه جوری بهش کمک کنم ولی... بیهوش بود و اصلاً عکس‌العملی نشون نمی‌داد.»

سرم رو اندا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهار

    2

    کار دیمن هست باید حسابش رو برسی ساروش

    ۲ ماه پیش
کپی شد!