پارت چهل و چهارم :

نگاهم به ساعت افتاد که سه ظهر را نشان میداد. به سرعت از جایم بلند شدم و تلو تلو خوران از اتاق خارج شدم. مامان هنوز پالتویش تنش بود و انگار تازه از راه رسیده بود اما داشت با موبایلش حرف میزد و از حرف هایش هم مشخص بود که مخاطبش زن دایی زهره ست. قلبم هنوز تند تند میزد، اما باید هر طور بود خودم را معمولی نشان میدادم. نشستم روی مبل و رو به بابا گفتم:_ مامان داره با زن دایی حرف میزنه؟ از پسردایی خبر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    1

    اخی عزیزم طفلک طاقت نیاورد و تقیبش کرده یا شایدم میعاده؟

    ۴ هفته پیش
  • مرجان

    1

    سمانه شاید باور نکنی ولی بخدا من یه حس قوی بهم میگفت امروز پارت نداریم برا همین وقتی گفتی خیلی ضد حال نخوردم 🤧🤣

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    مرجااااااان ساعت ۸ پارت داریممممممم🙈

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    0

    اره الان دیدم دمت گررمم😁❤️🫶🏻

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    سمانهه ۶۰ هزارتایی شدنت مبارک باشهه🥳🥳😍😍من هی میرفتم تو صفحه اصلی چک میکردم ببینم چند هزارتایی الان 😁❤️

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دورت بگردم آخه که حواست به همه چی هست خوشمل من😌💅

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    اخه چرا باید جای حساسش که دیگه قلبم نمیزد تموم بشهه😭🤧

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    🙈ببخشید

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    سمانه قول میدی اگه این مرد سیاهپوش امیرعلی باشه صحنه های قشنگی و برامون بنویسی؟🥲💔❤️

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    من حدس میزنم میعاد باشه

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    3

    فعلا میعاد و معلوم نیست چه بلایی قراره سرش بیاره و امیرعلی هم مثل زرو میاد و نجاتش میده

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    امیدوارم اینجوری بشه و سر و کله امیرعلی پیداش بشه توی این پارت نبود غصه ام گرفت

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    صحنه های قشنگ داریم چه صحنه هایییییییی😈

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    دشمنت شرمنده باشه عزیزم🫠

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    اوف مرجان اعصابم خورد شد این لیلا دست از سر امیرعلی برنمیداره وزه خانم😡

    ۱ ماه پیش
  • ستاره ام

    2

    من حس میکنم لیلا یه جوری خودش و قالب امیرعلی میکنه🤦🏻 ♀️

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    3

    اگه امیر علی با یه نخاله مثل لیلا گرفتاره یادتون باشه فرناز هم با میعاد گرفتاره😑😭😂

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    4

    خلاصه که هردوشون گرفتارن 😅😁

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    ببین ندا منم خیلی ازش بدم میاد ولی خب بیا قبول کنیم لیلای بدبخت هم عاشق امیرعلی شده همینجور که ما عاشقش شدیم. دختر بدبخت قربونی خودخواهی زهره شد 😑🥲💔

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    آخه اینقدر احمقه وقتی امیرعلی شب نامزدی نیومده خب دیگه تابلوعه نمیخواد الان نباید بیفته دنبالش

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    آره این و قبول دارم هی پیگیرشه رو مخه

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    ندا اومدی دالی کردی و رفتی .کجا رفتی بیا دختر

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    وسط کامنت گذاشتن داداشم زنگ زده میگه چایی دم کن تا من بیام خونه😐 وسط تابستون کی چایی میخوره جز داداش خنگول من🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    من حق و به داداشت میدم چون خودمم الان دارم چاییمو هورت میکشم و کامنت میزارم🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    پس لنگه داداش منی 🤣 نشسته زیر باد کولر چایی میخوره اونم دوتا دوتا

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    آره من جونم به جون چایی وصله 🤤👐

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    1

    وای منم همیجوریم کلا چای می خورم پای کولر پشت سر هم🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    2

    وا چرا اینو میگی خدا نکنه قلبت نزنه یعنی چی؟

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    3

    ساجده حس دخترایی و دارم که مرداشون روشون غیرتی میشن وویی🤤😍😂.اخه اخرای پارت استرس آور بود

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    حست بهت دروغ نمیگه😉

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    بلا برده نکنه پسری و رو نمیکنی؟ نکنه اسمت سجادِ و من اشتباهی ساجده خوندم اسمت و؟😑🤨🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    وای سجاد🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    والا بخدا یه لحظه فکر کردم پسره😂

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    نه من دخترم اسمم ساجدس فقط به انگلیسی تایپش میکنم, همین باور کن

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    خیلی خوبه 🥰ولی باور کن پسر بودی خوشحال تر میشدم 😞🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • ساجده

    2

    ناراحتی برم تغییر جنسیت بدم؟ 😅

    ۱ ماه پیش
  • شقایق

    3

    ولی اسمت خیلی نازه ساجده🥲😍

    ۱ ماه پیش
  • ساجده

    2

    قربونت شقایق 😘

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ساجده دختر خوشگل منه🥰

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    2

    فداتم سمانه جون 🫠

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    ساجده حس میکنم از دستم ناراحت شدی آررهه؟ 😳🥺

    ۱ ماه پیش
  • شقایق

    2

    منم همین حس و دارم☹️

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    وای نه خدانکنه اخه من که منظور بدی نداشتم 🥺😭

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    2

    نه بابا ناراحت کدومه برنامه برام بالا نمیومد کامنت بنویسم

    ۱ ماه پیش
  • ساجده

    2

    ناراحت نشدم از دستت عزیزم، من جنبه شوخی رو دارم توکه حرف بدی نزدی مرجان جان

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    0

    خب خداروشکر. دیروز فک کردم ازم ناراحت شدی که یهو رفتی بخدا داشتم دق میکردم ساجده، از یه طرفم محدود شده بودم نمیتونستم بهت میام بدم آخرش رفتم به سمانه گفتم بیاد بهت بگه ولی فک کنم پیامم و ندید .خوشحالم که ناراحت نشدی تو دختر باجنبه و قشنگ خودمی 🥲😚🫶🏻🫂

    ۱ ماه پیش
  • فن امیرعلی

    1

    یعنی عاشق کامنت هایی شدم که در مورد طالبی حرف میزدن🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    1

    من اولش نمیدونستم این قضیه طالبی چیه بعدا که توضیح دادن بچه ها تازه فهمیدم اوو بابا چقدر طالبی به فرناز می خوره و چقدر امیرعلی منتظر خوردن طالبیه🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • فن امیرعلی

    1

    اسم خیلی خوبی واسش انتخاب کردن🤣 ایشالا زودتر این طالبیا برسد به دهان پسرم😜😁🤭

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    1

    اوف ایشالا 😭

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    فن امیرعلی دختری یا پسر😁

    ۱ ماه پیش
  • فن امیرعلی

    0

    دخترم اسمم ریحانه ست🙈😍

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    0

    ندا جان سلام .ببخشید نتونستم امروز کلا گوشی دستم بگیرم از بس که سرم شلوغ بود🥲

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    0

    درسته. ولی باید بگم بیشتر از امیر علی ما خواننده ها منتظر طالبی خوردنشیم 🤭🤣

    ۱ ماه پیش
  • فن امیرعلی

    1

    ای خدا چیکار به پسرم دارید آخه هی لیلا لیلا😡 پسر من قبلا خودش دیده و پسندیده که کی و چی و میخواد 😌💅

    ۱ ماه پیش
  • شیرین

    1

    اونم چه دیدنی ماشالله تو اون تاپ جیگری کلا پسند کرد فرناز خانوم و😌💅

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دقیقا😜

    ۱ ماه پیش
  • ماهی

    2

    چقدر پارتا دارن خفن جلو میرن اوف🤯 نمیدونم از کجای این پارت بگم تهش کی بود؟

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    تازه کجاش و دیدی😎

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    قشنگی شو دیدم سمانه جونم 🥰

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    3

    احتمالا میعاد نکبت بوده

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    موافقم سرو 👍

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    خداکنه اگرم این مرده میعاد بود موقعی که داره به فرناز گیر میده سر و کله ی امیرعلی پیدا بشه یه صحنه اکشن هم این وسط مسطا داشته باشیم😝😂

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    اگه اینطوری بشه که رمان کلا جنایی میشه تا عاشقانه 😅

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    3

    خب بالاخره به صحنه های جنایی هم احتیاج داریم (مثل کشتن میعاد به دست امیر علی یا لیلا به دست فرناز .هوم؟ ) 😎😂

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    آره موافقم مرجان 👍

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    2

    وسط مسطا رو خوب آمدی ولی بجای اکشن ماچ و بوس باشه بهتره

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    خدا نکشتت سرو خیلی خندیدم 😂😂🤭

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    3

    مگه دروغ میگم ماچ و بوسه بهتراز بزن بزنه خو امیرعلی گناه داره زخمی بشه

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    3

    مگه چه فرقی به حالش داره همین الانشم زخمیه..

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    3

    راست میگی هواسم نبود پس بذار کتک بخوره حداقل فرناز بابوس و ماچ درمانش کنه اینطوری بهتره😁😁

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    3

    به امیرعلی نمیاد کتک خور باشه اخه ما انتظار داریم میعاد و کله پا کنه این شیر نهفته 🤭😂

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    2

    یعنی مرجان حواست هست هرچی میگم تو سوراخش میکنی 😁😁😜

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    ببخشید اخه خیلی کیف میده نظر دادن با تو 🥲😂امیدوارم کارم رو مخت نباشه🫠💔

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    1

    نه رو مخم نیستی فقط میخواستم بگم حواست باشه هرچی گفتم تو مثل دستگاه دریل سوراخ کردی رفتی جلو😜😁

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    بیچاره مرجان محدود شد🥲

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    ماچ و موچ و که بدجوری هستم .ولی امیرعلی یه گوش مالی به میعاد بده بد نیست تا بفهمه فرناز بی سر و صاحاب نیست 🤣

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    2

    همینو بگو 🤭

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    بچه ها پس تکلیف طالبی چی میشه بچم امیرعلی کی طالبی بخوره😔🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    واایی🤣🤣.اینو دیگه باید سمانه جواب بده بگه وقت طالبی خورون کیه

    ۱ ماه پیش
  • شیرین

    1

    من فقط منتظر اون لحظه ام با تخمه بشینم پای طالبی خوردن امیرعلی🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    ندا بیا ببین با طالبی طالبی گفتنت آب از لب و لوچه همه انداختی🤣.شیرین جان ماهم منتظر این لحظه ناب نشستیم فعلا 😂

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    خداروشکر همه رو از راه به در کردم🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ندا مرجان محدود شد متاسفانه 🥲💔

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    ای وای مرجان😭

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    1

    دوستان من تازه از راه رسیدم این قضیه طالبی چیه🙄 مگه تو رمان طالبی داریم🤔

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    سلام عزیزم خوش اومدی .آره بابا داریم اونم چه طالبی های اب دار و شیرینی

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    1

    خداوکیلی 🙄 چرا پس ندیدم من؟

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    وای مرجان ترکیدم خدا خفت نکنه🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • سهیلا

    1

    عشقم می می های فرناز و مگه تو عکس ندیدی🤭 اونا طالبی ن دیگه. امیرعلی ام در انتظار خوردن طالبی هایی که فرناز انداخته بود بیرون🤣

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    1

    وای من چقدر از مرحله پرتم🤣🙈

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    مرجاان بیا حرف بزنیم کوجایی

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    2

    جون بابا سرو صاحاب دیگه چه *** ای وقتی گردنش رو مهرو موم کرد به نام خودش

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    آره امیرعلی اول کاری جا پاشو قرص کرد 🤣

    ۱ ماه پیش
  • مینو

    1

    بعداز مراسم اکشن مراسم ماچ و اینا هم احتمالا برقرار میشه 😜

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عاشق ذهنتونم😁🤭

    ۱ ماه پیش
  • مینو

    1

    اگه اینجوری بشه که خیلی خوب میشه

    ۱ ماه پیش
  • مینو

    1

    میعاده ول کن نیست این پسر

    ۱ ماه پیش
  • میم

    2

    یعنی چی اینا نشستن می برن می دوزن همه برای امیرعلی،چه ناخلف بازی،چرا هیچکی نمیگه اول باید پسر قبول کنه بعد براش خواستگاری برن،زهره خود گند زده سرخود خواستگاری کرده،مراسم گرفته،در صورتی که امیرعلی مخالف بوده شدیدا 😮🙏🏻

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دقیقا میبرن و میدوزن

    ۱ ماه پیش
  • میم

    2

    این دیگه کی بود،یعنی میعاده؟ اولش فکر کردم امیرعلی دنبالشه اما این مثل جن از جلوش دراومد،حالا برای چی افتاد تو کوچه های خلوت اصلا،پسر هم بود درست نبود این کارش 😮😠

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    میخواست مثلا تنها باشه🤦🏻‍♀️

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    ای خدا چه لحظه ای تموم حالا چطوری صبر کنیم تا پارت بعدی هزارتا فکر میاد تو سر ادم که اون فرد کیه فقط کاش امیر علی باشه بازم بتونه برناز بکشه سمت خودش

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    2

    وای وای دلم داره میرع برا پارت بعدی🥺چیکار داری می کنی با قلب ما سماانه😂🥺😍

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ای جونمممم🙈😍

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    فقط امیدوارم امیرعلی باشه حقیقتا حوصله میعاد و ندارم فقط دلم میخواد از امیرعلی بخونم 🥲

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    نقشه ها دارم‌براتون😜

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    1

    منم همین فکر می کنم کاش امیر علی باشه

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    1

    ولی من می گم امیر علی هستش چون شباهت زیادی بهش داره

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    1

    وای این که بود قلبم اومد تو دهنم کاش امیر علی باشه آخه اون همیشه عودی می پوشه

    ۱ ماه پیش
کپی شد!