پارت چهل و سوم :

زمان چقدر گذشته بود، نمیدانم! فقط آسمان پشت پنجره از سیاهی به گرگ و میش و روشنایی میزد. چشم هایم‌میسوخت، قلبم درست نمیزد، سرم درد میکرد و حالا کسی نبود که تب من را پایین بیاورد. هنوز کنار دیوار نشسته بودم، هنوز حالم‌چیزی میان دوزخ بود. پاهایم انگار نای بلند شدن نداشتند.‌ اشکم بند آمده بود اما رد بوسه ی امیرعلی روی‌ گردنم انگار وجودم را هنوز می‌سوزاند. انگار داغی نفسش قرار نبود از روی ل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    1

    اقاا بچم گناه داره چقدر قشنگ نامه نوشته بود😢😢

    ۴ هفته پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    پسرمون خیلی احساساتیه🥲

    ۴ هفته پیش
  • مرجان

    3

    بچه ها چرا چند روزیه صدرا و ساجده نیستن؟ ساجده کجاایی دختر بیا 🤔🤔

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    صدرا باز غیبش زده خدا میدونه باز باکدوم دوستش دعواش شده و اینجا نمیاد

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    با دوستش دعواش شده با ما قهر میکنه ؟ جلل خالق 😑😂

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    6

    خداهم تو خلقتش مونده که کجا کم گذاشته که اینجوری شده

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    3

    آره ساجده نیست صدرا هم رفته غیبت😁

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    ندا من وقتی میام توی برنامه مینویسه بار ۶۱۸ امه که وارد برنامه میشم توام نگا کن ببین بار چندمه میای .کنجکاو شدم بدونم 😂

    ۲ ماه پیش
  • ستاره ام

    2

    زرده بدتر بود دختر وایسا بداره دوباره

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    1

    آره اون زرده به علاوه طالبیاش همه چیشو ریخته بود بیرون 😂🫣

    ۲ ماه پیش
  • شقایق

    1

    یه استوری دیگه ام بود مثلا فرناز بغل امیرعلی بود انگار یکی از بچه هه درست کرده بود فرستاده بود آیدی سمانه اونم خیلی خفن بود می می هاش تو حلق امیرعلی بود🤣

    ۲ ماه پیش
  • ستاره ام

    2

    بچه ها بیاید ایده بدیم سمانه عکس بسازه🤭😁

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    وای مرجان مال من ۷۰۰ بود 🤣

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    پس مونده بهت برسم 🤣 تو از که منم بیشتر پلاسی اینجا ندا 🤣

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    یه سره میام چک میکنم ببینم شماها هستید یا نه🤣

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    0

    برای من میزنه با۲۵۰۰ خیلی عقبی دختر

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    0

    اخه من دوماهه برنامه دنیای رمان و نصب کردم .تو خیلی وقته داریش ؟

    ۱ ماه پیش
  • Sajede

    2

    سلام من اومدم، خوش اومدم 😁

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    سلام عزیزم خوش اومدی نبودی جات خالی بود

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    سلام خوبی مرجان؟ مرسی گلم ,ببخش کم لطفی کردم نیومدم 🌹

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خوش اومدی خوشگلم

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    قربونتون برم که نگرانم شدین آخه، دوستون دارم 😘

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    خوش باشی قشنگم 🥰

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    من اینجام نیازی نیست دنبالم بگردین فقط کافیه صدام بزنین بعد من ظاهر میشم 😅سلام مرجان خوبی گلم؟

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    دور از جونت مگه جنی که ظاهر بشی دختر؟🤣🤣🤭

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    3

    نه بابا جن کجا بود من فرشته ام😇 تعریف از خود نباشه ولی خب خوشگلم 😎

    ۲ ماه پیش
  • میم

    1

    چقدر دیر نامشو باز کرد،نمیگه شاید چیزی گفته باشه نیاز به اقدام فوری باشه 😠🥺🙏🏻

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    تو شوک مونده🥲

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    1

    سماانه فردا صبح پامیشم پارت و ببینماا😂🤨😉😍

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    نگران نباش🙈😜

    ۱ ماه پیش
  • مینو

    2

    چقدر فرناز مظلوم شده چقدر قشنگن خدا مرسی سمان جوون

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدایت عزیزدلم

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    2

    دلم برای فرناز می سوزه ولی امیر علی خوب دلی ازش برد،پارت هدیه لازمیم ثمانه جان

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    پارت بعدی طولانیه یکم صبوری کنید تکمیلش کنم😘

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    3

    وای خدا دلم براشون سوخت🥺 فرناز خانوم هم که داره کم کم عاشق میشه حالا دلش طاقت نمیاره می ره خونه فرزاد😂😂😍❤️

    ۲ ماه پیش
  • ماهی

    4

    دقیقا زهرا جان😍 خودشم دلش رفته نمیخواد قبول کنه

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    3

    خداکنه اینطور باشه بره خونه فرزاد بهش سر بزنه 🫠🥺

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    زهرا باید ببینیم حدست چقدر درسته 😜

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    3

    سمانه من از طرف خودم وبچه ها ازت تقاضا میکنم یه پارت هدیه بهمون بده دلمون دیگه بی طاقته نمیشه صبر کردد😭😭🥺🥺🥹🥹بخدا حسابی کامنت میزاریم جبران میکنیم

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    چشم عشقم سعی میکنم پارت هدیه رو هم تا آخر شب بذارم

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    مررسی عزیزمم کلی بوس بهت😚😚❤️❤️❤️🫶🏻

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    3

    چشمت بی بلا قشنگم یعنی جدی امشب پارت هدیه برامون میزاری ؟ من از ذوق میمیرم 🥺

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    آره اگه سمانه جون موافق باشه ماهم ازش استقبال میکنیم 👌🥰

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    3

    یعنی ممکنه تو پارت بعدی همچین اتفاقی بیفته!! فعک نکنم 😅

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    3

    اخ قلبم درد گرفت انقدر که احساسی و دردناک بود 🥺 انگار حرفای امیرعلی روی فرناز جون اثر گذاشته که الان داره دنبال پناهگاهش میگرده که بره و خودش رو اونجا حبس کنه و دوباره خاطراتش رو مرور کنه..

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دقیقا🥲

    ۲ ماه پیش
  • ستاره ام

    1

    سمانه یه بار دیگه استوری پیراهن زرده رو بدار چشممون به جمال طالبیا بخوره

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    1

    ولی توی لباس زرشکیه نشون داد طابیاشو ها 😂

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    چشم عزیزم‌میذارم😂

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    3

    وقتی فرناز جلوی فرنوش درمورد بیتا سوتی داد که سرما خورده بوده و بعدش فرنوش شک کرد من با خودم گفتم الانه که لو بره اما خوب جمعش کرد 😅

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    حس وحال این پارت یه جورایی غم انگیز و نارحت کننده بود و ترس و اضطراب توش موج میزد و باز با این حال خیلی خوب بود 😊

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    آره جوری بره که فرزاد نباشه و طالبی هاش هم بیرون باشن وای خدا چه شود

    ۲ ماه پیش
  • سهیلا

    1

    پیام امیرعلی به ماها: نگران نباشید تا طالبیام نباشن لب به هیچی نمیزنم✌🏻😎

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    1

    وای امیرعلی ام که کاملا آماده ست واسه بخور بخور🤤

    ۲ ماه پیش
  • شقایق

    1

    الان تازه می فهمم اونی که تو اتاق پرو بود امیرعلیه که دیگه طاقت از کف میده 🤭

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    وای عالی بود معرکه بود نامه اش حسابی روی فرناز تاثیر گذاشت

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    سرو فرناز که هیچی روی ماهم تاثیر گذاشت 😩😂

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    1

    حالا تو غصه نخور قسمت بعد طالبی خورون داریم

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    1

    دیگه از طالبی بیزاار شدم نگید دیگه 😁بزارید امیرعلی خودش تصمیم بگیره از کجا دست به کار شه🫣🤦🏻 ♀️😂

    ۲ ماه پیش
  • سهیلا

    1

    آخه شبیه طالبی می مونن می می هاش🤭🤣

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    1

    عه من داشتم دنبالت میگشتم سهیلا گفتم نیستی .درسته امیرعلی دیر اعتراف کرد ولی زود دست به کار شد بوسه رو نشوند روش .خوشم اومد 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    1

    یعنی سهیلا خداخفت نکنه الان من دوتا طالبی تو یخچال دارم نکنه مال فرنازن خدا بداد برسه امیرعلی بدون می می موند

    ۲ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    نخور لعنتی بچم دستش به می می ها نرسیده الان حالش خرابه😔🤣

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    1

    شرمنده دادم بچم خورد دیگه نداریم بدیم امیرعلی

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    1

    خدا تورو خفه نکنه سرو من همیشه از دست کامنتای تو ندا و سهیلا ریسه میرم از خنده 🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    1

    چشم همون کشتی نوح خودمون بهتره

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    1

    اره این یکی بیشتر منظور و میرسونه دم سازنده اش گرم 😂

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    1

    سازندش خودم بودم تو رمان نسیان اسمش را گذاشتم واز اونجا کلید خورد

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    1

    چون میدونم سازندش خودتی گفتم دمت گرم 😁این اسما فقط از خودت برمیاد 😂❤️

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    1

    سهیلا هم ندیدم کامنت بزاره .سهیلا توام بیا کامنت بازی کنیم 😁

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    بچه ها بیاید تحلیل کنیم. من میگم فرناز میره خونه فرزاد سراغش میره و بعد از اونجا دیگه به قول امیرعلی همه چی شروع میشه🤩

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    به نظر منم دلش طاقت نمیاره میره بهش سر بزنه فقط خداکنه موقعی بره که فرزاد سرکار باشه این دوتا تنها باشن 🤭😜

    ۲ ماه پیش
  • ستاره ام

    1

    فقط امیدوارم اگه فرناز رفت یه لباس مناسب تنش باشه ( صرفا اگه تنش نباشه بهتره)🤣

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    1

    انشالله منظورت از لباس مناسب لباس *** نباشه😂 (اینجوری نوشته میشه؟😐)

    ۲ ماه پیش
کپی شد!