پارت صد و نود و یک :

آزاده عکس عزت را روی آلبوم گذاشت و به سمت در قدم برداشت. هنوز به در نرسیده بود که صدای پوران آوار شد روی شانه هایش و پاهایش به زمین چسبید:
ــ هنوز درگیر اون یارو هستی؟
آزاده لبش را زیر دندان له کرد. به آرامی برگشت و همه سعی خود را کرد تا لبخند بزند، اما موفق نبود. پوران دقیق براندازش کرد و ادامه داد:
ــ دل این حرفا حالیش نیست، خودش و باخته و دست تو نبوده...اصلا بدترین آدم دنیا...نقشش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!