پارت صد و نود :

فروغ سر تکان داد. شاهین به سمت در قدم برداشت و کنار در مکث کرد، برگشت و نگاهی دوباره به فروغ انداخت و پرسید:
ــ من برم آب بیارم.
فروغ به دستپاچگی او لبخند زد و وقتی شاهین بیرون رفت، به‌سمت حمام رفت. دوش گرفت و تن‌پوش سفیدی را که روی قفسۀ داخل حمام بود از کاورش بیرون کشید و به‌تن کرد. از حمام که بیرون رفت، شاهین هنوز نیامده بود. اتاق را تماشا کرد. بزرگ و زیبا و آرام‌بخش بود. با رنگ‌ها

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️