پارت صد و بیست و چهارم :

حامد به پهلو چرخید و گفت:
-بهش بگو خوش اومدی.
ضربه‌ای به شونه‌شش زدم و گفتم:
-چرا چرت و پرت می‌گی؟ پاشو اوس احمد اومده دیوار رو برداریم.
با صدای خواب آلود گفت:
-نه برندار سنگینه.
بیخیال چونه زدن با حامد شدم و خودم در رو باز کردم. اوس احمد وارد شد و بعداز بررسی دیوار گفت:
-اگر بخوایم کل دیوار رو خراب کنیم ممکنه خرابکاری بشه و دیوار بیاد پایین، می‌تونم از این وسط یه چ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!