پارت بیست و یک :

بخار حمام جوری درحال خفه کردنم بود که به سرگیجه افتادم. چشم های درحال سوختنم رو باز کردم و درد شدیدش رو به جون خریدم. دست انداختم حوله رو برداشتم و به تن کردم و با عجله خودم رو از توی حمام بیرون انداختم. هیچکس نبود! خودم بودم و خودم. درحالیکه از درد می نالیدم و اشکم سرازیر شده بود به اطراف نگاهی انداختم. با دیدن پنل کنترل دمای آب، که درش باز و رها شده بود جلو رفتم و به تنظیمات پنل، که روی بال

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رزا

    0

    اخی گوگولی بچه سوختش انقدر اب داغ بود

    ۴ هفته پیش
  • ریحانه

    0

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    وایی عالی بود مرسی حدیث خیلی خوب بود پارت باحالی بود 💙💙

    ۴ هفته پیش
  • آتنا

    0

    مثل همیشه عالی بود 🙃✨

    ۴ هفته پیش
  • دختر صحرا

    0

    وای ننه قربونتون برم ..آخی فهمید گریه کرده

    ۲ ماه پیش
  • ...

    1

    وای عالیه قلمتون حرف نداره

    ۲ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🥹🥹❤️😍

    ۲ ماه پیش
کپی شد!