پارت بیست :

شوک زده و متحیر ماندم. بدون این که پلک بزنم آب دهنم رو قورت دادم و به زور نالیدم:
-من بیش تر از یک سوال دارم.
-برای امشب، فقط یک سوال! اگه دیر برسی، شانست رو از دست می دی. ساعت هشت منتظرتم.
و صدای بوق ممتد شوکم رو شکوند. چند بار پلک زدم تا به خودم بیام. تلفن از دستم شل و توی هوا معلق شد. چطور شماره اتاق من رو پیدا کرد؟ چرا یهو همچین تصمیمی گرفت؟ چی شد که خواست یکی از رازهاش رو برملا کنه؟

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sun

    2

    من که میدونم این قرارو گذاشت تا دیت نره با ادام ولی نمیتونم ثابت کنم😂

    ۱ ماه پیش
  • ریحانه

    0

    چقد بدم میاد بی دلیل بلای جون هم میشن آخه ژاکلین چیکارتون کرده بی انصافا

    ۱ ماه پیش
  • ریحانه

    0

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۱ ماه پیش
  • نگار

    0

    وایی بیچاره ژاکلین خیلی پارت باحال جذابی بود مرسی💙💙

    ۱ ماه پیش
  • آتنا

    0

    پس چرا ما از سایکو نمی ترسیم؟ 🤔🙂

    ۱ ماه پیش
  • دختر صحرا

    4

    هدف=نرفتن ژاکلین سر قرار با آدام😄

    ۲ ماه پیش
  • فریده

    2

    آخه الان چه وقت حمام رفتن بود وقتی ما کنجکاویم که چی می خوای از سایکو بپرسی! حس کردم دلیل این تماس ناگهانی کنسل کردن قرار ژاکلین با آدام باشه ولی برای عاشق شدن سایکو یکم زود نیست آیا؟! اینم یه راز دیگه 😀

    ۲ ماه پیش
کپی شد!