پارت نوزده :

عصر جمعه بود و بوی آش رشته حیاط خانه‌ی مادربزرگ را فرا گرفته بود. از درون آشپزخانه صدای غیبت‌ مریم و زنعمو فرشته میامد. عمه بالای سر دیگ آش ایستاده بود و همش می‌زد.
آخرین بسته‌ پیازهای نیمه آماده را هم در روغن ریخت تا سرخشان کند و همزمان سعی می‌کرد نفسش را یکی درمیان حبس کند تا بوی پیاز سرخ‌ شده‌ای که حس می‌کرد هیچ اکسیژنی در آن نیست میان شامه‌اش نپیچد.
-‌ ببین خیلی خسیسه، جون

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کوهیار در رمان آنتوریوم کوهیار
تصویر شخصیت مهتاب در رمان آنتوریوم مهتاب
تصویر شخصیت باربد در رمان آنتوریوم باربد
تصویر شخصیت باران در رمان آنتوریوم باران
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    بانو جانم❤️ حالتون خوبه که ان شاء الله؟ چند روزه پارت نذاشتین، نگران شدیم.

    ۲ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    سلام فرشته جانم خداروشکر، ممنونم از نگرانیتون❤️پارت جدید گذاشته شد خدمتتون

    ۲ هفته پیش
  • فرشته

    0

    سلام به روی ماهتون.. فداتون.. خداروشکر که خوبین❤️ خیلی ممنونم بانو جانم🙏🏻❤️

    ۷ روز پیش
  • فن همه

    0

    احساس میکنم وحید به این ماستی درآینده ازاون کنه های روزگار بشه 🤔🤔😒😒

    ۱ هفته پیش
  • راز

    0

    بانو چند روز منتظریم پارت نذاشتین حالتون خوبه انشالله نگران شدیم

    ۲ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم، ممنونم از نگرانیتون. درگیر امتحانات بودم متاسفانه و فراموش کردم اطلاع بدم که پارت نداریم🥲 پارت جدید گذاشته شد خدمتتون

    ۲ هفته پیش
  • فرشته

    0

    خیلی رمان دوست داشتنی هست😍❤️ ان شاءالله همیشه بهترین ها برات رقم بخوره، بانوی هنرمند❤️

    ۳ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    عزیز مهربونم خیلی لطف داری ممنونم ازت🥹❤️

    ۲ هفته پیش
  • فرشته

    0

    دل می بره این رمان فوق العاده زیبا و دوست داشتنی و جذاب❤️

    ۳ هفته پیش
  • فرشته

    0

    بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم❤️ خدا قوت بانو جانم.. خیلی ممنونم عزیز دلم❤️ قلمت جاودان و درخشان.. هزاران ماشاءالله به هنر زیبا و بی نظیرت❤️

    ۳ هفته پیش
  • فرشته

    0

    اصلا شاهکاریه این رمان که همیشه توی قلب آدم می مونه.. خیلی جذابه😍❤️

    ۳ هفته پیش
  • فرشته

    0

    رمانی دلبر و جذاب و بی نظیر😍♥️

    ۳ هفته پیش
  • Saya

    0

    مخ زنی وحید یه سور به عهد دقیانوس زده 🤣

    ۳ هفته پیش
  • ابی

    0

    حس میکنم مهتاب به وحید نه میگه .مهتاب با کوهیار.باران با باربد اکی میشن

    ۳ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    تا ببینیم👀

    ۳ هفته پیش
  • فاطیما

    0

    مرسی عزیزم عالی بود خسته نباشید ❤️❤️❤️

    ۳ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • راز

    0

    حالا چرا نرسیده چیدی جناب عاشق

    ۳ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    چون نویسنده توت نرسیده دوست داره =))

    ۳ هفته پیش
  • سهیل۲۹

    3

    نه ممنون وحیدخان توت های رسیده رو ترچیح میدم 😁😁

    ۳ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    دلش و نشکنید حالا بچه دوتا توت چیده ها🤭

    ۳ هفته پیش
  • الی

    0

    ای خفه نشی وحید با این ابراز علاقه ات🥴🥴

    ۳ هفته پیش
  • اکرم بانو

    0

    مهتاب جان بفرما توت صورتی😂

    ۳ هفته پیش
کپی شد!