پارت هشتاد و پنجم :
به میثم تقریبا از حال رفته روی تخت گوشهی اتاق خیره شدم و با نیم نگاهی به تخت دیگهی اونور اتاق توی جام جابهجا شدم.
مثل اینکه امشب رو باید روی کاناپه بخوابم؛ اونجا هم بمونه برای نیاز که از حموم اومد بخوابه.
با نیم نگاهی به لباسهای تمیزی که سمیر برامون گرفته بود، سرم رو خسته تکون دادم و زیر لب با خودم زمزمه کردم: البته اول باید منم حموم برم.
حسابی درگیر کشمکش با خودم و فکر
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
n . s
1بالاخرع برادر معراجم به مراد دلش رسید😃😅😅😅
۵ سال پیشآرام
2طفلی میثم
۵ سال پیشNegarm
3آقا ی سوال مگه معراج چند سالشه که اول دبیر بوده بعدم معاون شده بعدشم مدیر😐😐😐 رمان اولاش بینظیر بود الان دیگه یجورایی آبکی شده:/ انگار نویسنده دیگه ایده ی جالبی برای ادامه رمان نداره🙁
۵ سال پیشالـی♫
2رمان هیجانی یا پلیسی نیس که دم به دیقه یه اتفاقی بیوفته😓 جوری که یه نفر میگفت قرار نیاز بازیگر بشه و یه فصل دیگم داره🔥
۵ سال پیشmehdi(ادامه نظرم)
14نمیدونم خانم نویسنده در چه سطحی قلم میزنه اگه تازه شروع کرده،براشروع خوبه اما،نزدیک به واقع بودن رمان باعث ارزشمندترشدنش میشه.جداکردن قسمت استراحت خانم ها از آقایان مخصوصاتو ایران وعراق از واقعیت هاست
۵ سال پیشنرگس
3قطعا همین طوره و به نظر شما وسط جنگ تو شرایط سختی که بیشتریا خونه هاشون رو از دست دادن و به دنبال سر پناه هستن کسی به این موضوع اهمیت چندانی میده؟!جدای از اون این سه نفر آدم های خیلی معتقدی هم نیستن😑
۵ سال پیشmehdi
3سلام خانم نرگس. شرایطی که گفتین موجودنیست رو نویسنده توی پارت قبلی بهش اذعان کردن؛ 1_اونارفتن تویکی اتاق واینها تویکی دیگه.2_چادرسرکردن وعکس نیازورفتاراش میگن که معتقدهست.دوستدارتون❤️🌹
۵ سال پیشmehdi
14همیشه بهترین راه برای برطرف کردن مشکلات و سوء تفاهمات حرف زدنه🙂والبته شنیدن 😉
۵ سال پیشگمشو باو
1دوبس دوبس عر عر به تو میگن *** ***😆هالا قرش بده ا مشا لا ایول عالی بود
۵ سال پیشM
0تخیش بالاخره ماجراشو گفت🥵
۵ سال پیشMohadese
5دوباره موندم تو خماری تا فردا😐😐 ولی خیلی پارت قشنگی بود،برادر معراج اگر کمی صبر کنی دیگه نیاز همش تو بغلته😉😂
۵ سال پیشFairy
2پارت قشنگی بود...پصرک درص خون!/
۵ سال پیشآهوو
10طفلی صحنه های عاشقانه هندی..😂😂چقد معراج باحاله این نیاز جدی جدی دلش رو باخته هاا فجرشم نمی کردم معراج اینقد درس خون بوده باشه طفلی میثم چه صحنه ای رو دید (جایی ماهم خالی)😁
۵ سال پیشنازی
0این از زندگانی معراج حالا موند نیاز جونم و پسرگلم میثم😢
۵ سال پیشرها
4فکر کنم میثم با معراج داداش هستن مامان معراج مامان میثم هم هست ولی بالاخره یه صحنه خفن از این دوتا زد در
۵ سال پیشدوست دوستام
4بابا ب غیر معراج حداقل گذشته نیازو بگین حالا گذشته میثم کمی پیچو خمش بیشتر مال نیازو ک بفهمیم باور کنین از فوضولی رو ب موتم
۵ سال پیشریحانه
1ای ننه چرا با اینکه تو خوماریم الان میخوام بقیه هم داشت
۵ سال پیشرکسانا
11حالا بیا وسط قرش بده و قرش بده 💃💃💃💃💃💃😂😂😂😂😂😂بعد از این همه انتظار یه توی بغل اوفتادن دیدیم👌😐😂عقده شده بود😂😂😂لطفا گذشته میثم و نیازم بگین🤗🤗🤗
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آلا
8نیاز خورد زمین میثم بلن نشد ، نیاز جیغ کشید میثم بلن نشد ، اندددددد باید ت لحظه حساس بلندمیشد؟؟؟😐