پارت هشتاد و ششم :

بی حرف از جاش بلند شد و خواست به سمت تخت بره که وسط راه متوقف شد و در نهایت با صدای کم جونی پرسید: هنوزم عاطفه رو دوست داری؟ لبخند روی لبم رو پررنگ‌تر کردم و همون طور که توی جام دراز می‌کشیدم لب زدم: فکر کن یه درصد! اصلا از اولم نداشتم؛ منتها چون اولین دختریی بود که به چشم دیگه ای دیدمش، فکر کردم آسمون پاره شده این افتاده زمین.لبخند کم رنگی بهم زد که سرم و روی بالش جابه‌جا کردم و لب زدم: برو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سوگی

    1

    اینجا چرا این نیاز اینقدر زشته🤢🤧

    ۵ سال پیش
  • نرگس زندوکیلی

    1

    برای اولین بار از یه رمان طنز و کلکلی خوشم اومد یعنی بهترین رمان عمرم آورگان عشق بود دست نویسنده درد نکنه با این خلاقیت بی نظیرش 😃😃 حتما حتما این رمان و بخونید خیلی معرکه است صد درصد عاشقش میشین😋🥰

    ۵ سال پیش
  • Saba

    0

    الان این پارت یعنی چی چرا اینطوریه😒

    ۵ سال پیش
  • Zahra

    1

    لطفازودترجلددوموبزارین؟؟

    ۵ سال پیش
  • ...

    2

    به نظرتون اگه ثمر با میثم ازدواج کنه بهتره آخه خیلی بهم میان

    ۵ سال پیش
  • آلا

    6

    الان انقد کنجکاویم حالا پارت بعد یه چیز فووووق مسخره میشه مثلا که یهو ماشین خراب شد ، بنزین تموم کردیم ، دست انداز بود ، سرعت گیر بود و از این چرتو پرتا😐😑کاش با داعشیا درگیر شن با تفنگ و اینحور چیزا

    ۵ سال پیش
  • رکسانا

    1

    عجب رفیق تو رفیقی شداااا🤦 ♀️😂😂😂😂از این یکی به اون یکی پاسش میدن😂😂😂😂😂😂😂😂که...... دِ من تا پارت بعد میمیرم 😡😒یعنی داعش بود😳😳🤔

    ۵ سال پیش
  • Mohadese

    3

    نیازجونمممممممم دلتو باهاش همراه کن😂😂😂 (وی دوباره رفت در خوماری 😐😐😂)

    ۵ سال پیش
  • ℳムみעム

    3

    یا ابلفضل گیر داعشیا افتادن😱

    ۵ سال پیش
  • سنا

    4

    تنوع شد با یهو تموم نشد 😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • Fairy

    7

    این دوتا رفیق نیازو بهم پاس میدن...عجب😐

    ۵ سال پیش
  • نازی

    4

    چه رفیق تو رفیقی شد آخه چه کاریه برن هر دوشون به نیازجونم بگن که میدوستنش بالاخره نیازیکیشو انتخاب میکنه دیگه مسلما معراجه چقد این ثمرو میدوستم هی میثم جونم اگه نیاز جوابت کردکه کرده بیا ثمرو بگیر

    ۵ سال پیش
  • ملیکا

    7

    نویسنده رمانت خوبه ولی آخر پارتا بد تموم میشه ای کاش هرپارتی روباحرف اضافه به پارت بعدی نچسبونی چون هم خواننده رو از کنجکاوی کلافه میکنه هم از جذابیتش کم میکنه سعی کن هرپارتی یه بخش به خصوص رمان باشه

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    6

    هوف خدا صبر عنایت فرما

    ۵ سال پیش
  • مریم

    13

    که من دق مرگ شم... که من بزنم گوشی رو خورد کنم... که من یکته ناقص بزنم.... که من رو قبر کنن....خوبههههههه بابا میخوای با این کار میخوای ادم کنجکاو کنی که رمان رو بخونه بهتره نکنی چون تلفات داره😒😒

    ۵ سال پیش
کپی شد!