پارت پنجاه و سوم :

زیر لب، با صدایی که به سختی شنیده می‌شود و از فرط هراس می‌لرزد، می‌گوید:
- آرام...
قلبم که در سینه ایستاده بود، حالا با ضربه‌ای دردناک به کار می‌افتد. آراد نگاهی کوتاه به تارخ که پشت سرش ایستاده می‌اندازد، سپس نگاهش روی من برمی‌گردد و با بُهت می‌پرسد:
- پشت در ایستاده بودی؟
این سوال آن‌قدر احمقانه، آن‌قدر بی‌ربط به طوفانی است که درونم برپاست، که لحظه‌ای نزدیک است از تل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    چرا رفتار تارخ رفته تو مخم،آرام که دختر بی آزاریه و مثل مادرش نیست،مادرش اگه زندگی آراد رو بهم ریخته زندگی دخترش روهواست،بعدشم اون شب آرام زنگ زده بود آراد غیرت آراد کجا رفته که اون دختره مظلوم رو تک و تنها ولش کنه؟

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    دارا داره واقعا حرصم میده،ببین چه کاری با آراد کرد اون فقط میخواد از آرام محافظت کنه و در کنار اون عاشقش شده،عاشق شدن که دست خود آدم نیست اینو خود دارا هم گفته

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واقعا سخته زندگی کردن با آدم دوشخصیتی..باید هر دو طرفو دوست داشته باشی که آرام الان حس خوبی نسبت به دوتاشون داره و حتی به آراد بیشتر..ولی جدی عجیب و دردناکه با همچین آدمی کنار بیای💔

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    دارا هم ی چیزی زده ها..خب عقد کنن انگار زن اونم میشه چون تو ی بدنن اما با رفتار و سلایق متفاوت،چرا اینجوری عصبی میشه

    ۱ ماه پیش
  • نانا

    1

    بغلشون بمیرم؟🫠

    ۲ ماه پیش
  • Rez

    0

    بشدتت آرام رو درک میکنم دختر خوشگلم کاش حداقل مادر خوبی داشتی

    ۲ ماه پیش
  • جیران

    0

    لطفا زود به زود پارتش رو بفرستید دوست ندارم خیلی منتظر باشم تا این رمان رو بخونم آخه قشنگه

    ۲ ماه پیش
  • پوکرفیس

    0

    اوهوم🗿قشنگه

    ۲ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    دیگه از این به بعد هر شب پارت داریم💗

    ۲ ماه پیش
  • جیران

    0

    لطفا زود به زود پارتش رو بفرستید دوست ندارم خیلی منتظر باشم تا این رمان رو بخونم آخه قشنگه

    ۲ ماه پیش
  • سَم

    0

    ممنون از قلم زیبات💖💖

    ۲ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    من ممنونم از نگاه زیبا و گرم شما🤍✨️

    ۲ ماه پیش
  • نانا

    1

    جیگر رمان جیگر

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    3

    ولی فشار روانی که آراد داره تحمل میکنه🥲💔

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    واقعا دارا رو نمیتونمش..واقعا..

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    ولی بغل آرام و آراد>>>>>

    ۲ ماه پیش
  • سَم

    0

    ممنون از قلم زیبات💖💖

    ۲ ماه پیش
  • حدیث

    0

    ممنون از قلم زیباتون

    ۳ ماه پیش
  • حدیث

    0

    ممنون از قلم زیباتون

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️