پارت صد و شصت و دوم :

نیم قدم سمتش برداشت و با گذاشتن انگشتش روی شانه‌ی او، محکم انگشتش را فشرد.
- درد من و تو از اون آدما نیست، از خودمونه؛ چون وقتی بود بهش توجه نکردیم و گذاشتیم هر کاری می‌خواد بکنه؛ چون فکر می‌کردیم قویِ و هیچ وقت بازنده‌ی زندگی نمیشه!
انگشت اشاره‌اش سمت چپ سینه‌ی عارف نشست و عارف با پوست و استخوان کلمه‌ به کلمه‌ی جملات او را حس کرد.
- نمی‌تونی بخوابی، نمی‌تونی حتی خودت و تو آ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!