پارت نوزده :

نفس عمیقی کشیدم و دستم را روی مُچ دست ظریفش گذاشتم:
_ دیگه الان بخوای صد جوش و غصه بخوری فایده ای نداره تکتم.دیگه تموم شد.از الان به بعد بچسب به آینده...گذشته رو ول خواهری...الان که فکر می کنم کاش اصلا به این مرتیکه جواب مثبت نمی دادی...آخه تو به این قشنگی و خوشگلی رو چه به اون مرتیکه معتاد و مفنگی؟!
پوزخند تلخی زد:
_ هی خواهر دست روی دلم نذر که خونِ....اگه همون موقع هم راضی به این ازدوا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!