پارت هجده :

_ آره دیوونه شدم.مگه دیوونگی شاخ و دُم داره؟ دیوونه شدم که دستی دستی خودمو بدبخت کردم. طلاقم داد...بعد ۱۵ سال زندگی ...بعد ۱۵ سال خون دل خوردن امروز لباسامو از خونش پرت کرد بیرون.می‌فهمی دردمو تلماااا؟!

اینبار نگاهش را به محسن دوخت که تکیه به دیوار آجری زده بود و داشت پشت سر هم سیگار دود می‌کرد.

_ غیرتت اجازه می‌داد خواهرت شب توی کوچه بخوابه آره داداش؟! اگه اینجا نمیومدم ؛ کجا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمنه

    0

    الان زندگی دختر رو میبینن میگن امتحانت رو خوب دادی صبر و تحمل داری بعد۱۶سال به فکر خانه ساختن کرد البته برادر شوهره اونها رو خواست بندازه بیرون و گرنه خانه ساختن غیر ممکن بود اخه شوهر کمی خوب شده دادوهوار میکنه کتک نمیزنه خورد و خوراک خوب رو نتیجه صبر میدونن که من میگم از نقص عقل هست این خرافات

    ۱ ماه پیش
  • آرزو هاشم آبادی | نویسنده رمان

    👏👏👏

    ۴ هفته پیش
  • Nana

    0

    چه شوهر عوضی ای داشته تکتم حالا دیگه حتما تلما پیشنهاد اون خانمو قبول میکنه

    ۱ ماه پیش
  • آمنه

    0

    انجام داد و درد روحی که داره زیاد هست مرد هم دوست دختر تلفنی داره بدون اینکه اون زنها رو ببینه براشون پول میفرستاد ولی برای زنش خسیس و ندار میشد گرچه الان کمی بهتر شده ولی مردم اطراف زن میگن امتحان از طرف خداست فقط دوست دارم شما قضاوت کنید کدوم از طرف خداست

    ۱ ماه پیش
  • آمنه

    0

    همون ماه اول باردار شد اون مرد هم توی مناطق کوچیک مربی بوکس بود ولی موقعه ای که اعصابش خراب میشد مقصر رو به باد کتک نمی گرفت بلکه زنش رو کتک میزد زن به خاطره ویار سخت اولین بچه و دوری خانواده و افسردگی خانواده شوهر که با اونها زندگی میکرد دچار تشنج میشد تا الان یکی از گوشهاش رو کر و عمل دیسک کمر

    ۱ ماه پیش
  • آمنه

    0

    دختری هست عاشق پزشکی رشته که رفت زمان دبیرستان تجربی بود به خاطره افکار پوچ که اگه ازدواج نکنه مثل عمش دیگه خواستگار براش نمیاد همین که نزدیک کنکور بود یکی اومد گفت میزاره درس بخوانه بدون نظر دختر شوهرش دادن کنکور داد آخه قبل ازدواج به چند روز بود ولی حتی سراغ جواب نرفتن زود حامله شد همون ماه اول

    ۱ ماه پیش
  • آمنه

    0

    همیشه سخت ترین بلاها بر سر آدمهای ضعیف میاد اخه آدم ضعیف قدرت ردبه رویی با مشکلات نداره ولی نمیدونم بعضی ها خوش خیالمون کردن که خدا داره امتحانمون میکنه و ما هم میگیم روزی این امتحان تمام میشه حتی روزی فکر نکردیم که هم نوع خودمون مسبب بلایایی هستند که بر سر ما میاند پارت عالی

    ۱ ماه پیش
کپی شد!