پارت صد و دوم :

صدای قدم‌ها که در راهرو پیچید، انگار زمان ناگهان از نفس افتاد.
بدنم یخ زد.
گوش‌هایم تیز شد؛ مثل حیوانی که بوی شکارچی را حس کرده باشد.
خش… خش…
قدم‌ها نزدیک‌تر می‌شدند.
پرونده هنوز در دستم بود.
چند ثانیه فقط به اسم روی جلد خیره ماندم.
**TADAYYON, AMIR**
نامی که تا چند دقیقه پیش فقط یک «پدر» بود، حالا مثل لکه‌ای تاریک روی زندگی‌ام افتاده بود.
گلویم خشک شد.
پرو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلی

    0

    اوضاع پرواز بدجور شیر توشیر شد

    ۲ ماه پیش
  • تیونا

    0

    منون بابت پارت د آهنگ زیباش💓

    ۲ ماه پیش
  • تیونا

    0

    همینکه سهند سالم واقعا خوبه ولی واقعا بابای واقعی پرواز کیه اصلا پرواز بچه کیه نکنه سارا هم مادرش نباشه

    ۲ ماه پیش
  • تیونا

    0

    وای چه حالیه پرواز کاش یکم همه چی از گنگی دربیاد

    ۲ ماه پیش
  • پرنیان

    0

    حنانه جان منونم بابت پارت خسته نباشی خانوم 💗

    ۲ ماه پیش
  • پرنیان

    0

    آخیش که حالش خوبه یجوری قبلدعمل وصیت کرد که گفتم تموم شد

    ۲ ماه پیش
  • پرنیان

    0

    من مطمئنم سهند درک میکنه ، سهند پرواز رو واقعا دوست داره کاش فقط زودتز حقیقتو بگه بهش

    ۲ ماه پیش
  • پرنیان

    0

    وای چقدر زندگی پرواز پیچیده شده یعنی باباش کیه واقعا

    ۲ ماه پیش
کپی شد!