پارت چهل و یک :

صبح با چشم های نیمه باز نگاهی به پنجره و آسمانی انداختم که خاکستری رنگ بود و انگار باران مفصلی قصد باریدن داشت. بی حوصله تر از آن بودم که بخواهم واقعا توانی برای از تخت پایین آمدن داشته باشم. به هزار زور و زحمت از اتاق بیرون آمدم و نگاهی به اهالی خانه انداختم. بابا روزنامه به دست روی مبل نشسته بود، مامان مدام میرفت و می آمد و به فرزاد زنگ میزد تا مبادا دیر برسد و دیر به خانه دایی برویم. فرنو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    1

    اقاا دلم براش سوخت خیلی گناه داره واقعا چقدر رو مخه یکی بزور خواستشو بهت تحمیل کنه😐😐😔😔

    ۴ هفته پیش
  • Sajede

    2

    آره منم استوری امروز رو دیدم خیلی باحال🥰 بود، بی صبرانه منتظرشم 🥺

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    قربونتون برم که با کامنت هاتون بهم انرژی میدید😍

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    1

    آخه میدونی وقتی تو انرژی میگیری این انرژی به ما هم منتقل میشه

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    قلب منی دختر😘

    ۲ ماه پیش
  • سهیلا

    1

    وای بچه ها من دارم لحظه شماری میکنم بینم فردا بلاخره چی میشه پارت 😭🥲

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    1

    عزیزمی سمانه جون🫠

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    سمانه جان یه حسی بهم میگه تصادف میکن نکنه حسم راست باشه؟ البته شایدم مسخره باشه ها ولی حسم میگه 🤧🤐

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    تو پارت بعدی همه چی و ریختم وسط واستون😜

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    از الان نفسا تو *** حبس برا پارت بعدی 😈.ینی میشه پارت بعدی فردا باشه؟🥲

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دارم دوان دوان سعی میکنم پارت و برسونم چون میخوام طولانی باشه قشنگ عشق کنید

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    وای مرسی واقعا دل تو دلمون نیست برا پارت بعدی 😭🥹

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    یعنی خدای بعداز ۴۰تا پارت تازه دوان دوان میخوای خودت رو برسونی سمانه کجای پس اگه از این به بعد تو هر پارت بوس و ماچ و کشتی نوح نباشه باز به برنامه میگم من رو از برنامه شوت کنه بیرون

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    یعنی خوشم میاد سمانه ما رو میبره لب آب و تشنه برمیگردونه 😂

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    لب آب چیه خواهر پیش ساحل هم نمیبره مارو

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    توروخدا به منم بگید قضیه این کشتی نوح چیه همه میگید🤔

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    ماجرای بعد از ماچ و بوسه و بوق را کشتی نوح میگویند🤭🤣

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    مگه بعد از ماچ و بوسه و بوق چیز دیگه ای ام میمونه ؟🤔🤣

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    نه دیگه همون بوق و میگیم کشتی نوح🤭🤣

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    بیچاره نوح با چه نیتی کشتی و ساخت شما به چه نیتی ازش استفاده میکنید🤣

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    اون دنیا حضرت نوح می مونه و ما و اون چوبش که فرو میکنه درون ما 🤣

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    فدات بشم که انقدر سخت کوشی سمانه خوشگلم 😘

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خدا نکنه جیگر من😍😘

    ۲ ماه پیش
  • شقایق

    2

    وای ساجده کاور رمان جدید و دیدی چه نازه😭 خورشید شب برفی😭 دلم میخواد زودتر منتشر بشه

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    1

    من که دارم لحظه شماری میکنم زودتر بخونم🥲 حس میکنم باید خیلی عاشقانه باشه

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    پس کجای دختر همه رو گفتی بیان خودت بری

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    بخدا کاری برام پیش اومد نتونستم بیام تو گوشی چت کنم باهاتون الانم خیلی دستم گیره 🥲💔

    ۲ ماه پیش
  • میم

    2

    امیرعلیم چه کله خرابیه ها،یعنی فرناز نمی رفت یا رنگ نمی زد همین جوری می خواست تا صبح زیر بارون بمونه 😮

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    نه دیگه یه جوری فرناز و میکشوند بیرون😁

    ۲ ماه پیش
  • میم

    2

    بالاخره زنگ زد،فرناز از دست رفته برو خودش نمیاره،البته فقط از زهره می ترسه،در مورد رعنا هم که قضاوتش اشتباه بود مثل امیرعلی 😏🤭🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره دقیقا دخترمون داره از دست میره🤭

    ۲ ماه پیش
  • میم

    2

    خیلی خوب شد امیرعلی نیومد،جه روی از زهره کم شد،آخه مگه تو می خوای باهاش زندگی کنی رفتی دختر انتخاب کردی برا خودت،امیرعلیم بوق تشریف داره لابد 😁

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    همین و بگو والا😁

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    3

    الان امیر علی میگه جوری دلبری کنم آسی بشی 😍❤️ 🔥🩵

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دقیقا🤝🏻🤩

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    3

    ینی من دلم اون صحنه ای و میخواد که مامان امیر علی میفهمه فرناز رفته دنبال پسرش .چه شود🤣

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    درجا سکته میزنه😃

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    بچه ها یچیز میگم بهم نخندینا من تاحالا فکر میکردم رمان رو لایک کردم الان یهو دستم خورد به قلب رو صفحه بعدش پیام آمد که منون که رمان رو دوست داشتید و فهمیدم که تا الان لایک نکرده بودم😂

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    خسته نباشی عزیزم😂❤️.البته هنوزم دیر نیست به موقع فهمیدی

    ۲ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    هلاکتم یعنی سرو🤣

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    سقف پیامای سرو پر شد🥲

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    شقایق سهیلا کجاین بیاین تا گروه رو بترکونیم

    ۲ ماه پیش
  • صدرا

    2

    یه خبر از من نگیریا😒

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    آخه بچه ها اسمت را آوردن دیگه گفتم انرژی را جای دیگه صرف کنم😜

    ۲ ماه پیش
  • صدرا

    2

    باشه حالا بخشیدمت دفعه آخرت باشه از من خبر نمیگیری😜

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    یعنی همون بچه ژیگول حقته باید زیر آبت رو پیش مرجان میزدم که آقا قهر میکنه سه رو سه روز ازش خبری نیست و خدامیدونی باکیا دعواش میشه و اینجا پیداش نمیشه😂

    ۲ ماه پیش
  • صدرا

    2

    یعنی تو هنوز یادته اون و لعنتی بکش بیرون ازش😶🤣

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    چون یادم نرفته سه روز خون به جگرم کردی به خاطر اون دوست دختر بیشعورت من دربدر دنبالت بودم😂

    ۲ ماه پیش
  • صدرا

    2

    سر جدت ولم کن دوست دخترم کجا بود آخه با رفیقم دعوام شده بود بابا اسم عنش مجیده😑😂

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    یعنی تو گفتی منم از همون اول باورم شد داداشم پاک بکر معصوم اصلا هم فرق دخترو پسر و نمیدونه😂 همین یدونه است بقیه بارهم تو دریا چپه شد و این یدونه هم باتور ماهیگیری گرفتم دست بجنبونین که از دستون میره

    ۲ ماه پیش
  • صدرا

    2

    به خدا تو آخرش من و میکشی سرو سرم و بکوبم تو دیوار از دست تو😆

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    چرا از دست من از دست دوست سرتو بکوب تو دیوار والا به منچه ایش قهرم باهات

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    ینی از اون دسته اقایونه که قهر میکنه؟ واه واه 😑🫠

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    آره کجاش رو دیدی بخدا سه روز پیداش نبود من بدبخت هم خون بجگر کرد از بچه ها بپرس بهت میگن بخآطر همین میگن سرو وصدرا باهم کل کل دارن

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    ولی چه دوست خوبی هستیا پیگیر حالش بودی😁خدایا از این دوستا نصیب منم بکن

    ۲ ماه پیش
  • صدرا

    2

    این سرو من و اذیت میکنه من و به دوستی خودت قبول کن😔😝

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    من خودم تورا توسبد میذارم دم در مسجد برنت از بس اذیتم میکنی😜

    ۲ ماه پیش
  • صدرا

    2

    عمرا دلت نمیاد من و بذاری دم در🤣

    ۲ ماه پیش
  • ابرا

    2

    سرو جان کجای هستی دوست دارم بدونم

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    3

    بچه آبادانم عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    3

    پرچم صنعت نفت بالا برزیلته دختر

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    درضمن دیگه هم جواب کامنتات رو نمیدم پسره ی بد راستی الان هواگرم دمپای آفتاب خورده حال میده😜

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    از الان بگما منم تابع سرو ام 😝😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    منم با دوستم دعوا شد میخوام ول کنه بدتر کنه شده😂

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    صدرا تجربه داره ازش کمک بگیر

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    از اونای هستیم هرچه قدر دعوامیکنیم دلمون بازم تنگ میشه 😄

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    فک کنم از اوناست که باید بهش مستقیم بگی دست از سرم بردار😂

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    کارای خاک برسری مساوی با کشتی نوح ما از این کلمه استفاده میکنیم

    ۲ ماه پیش
  • شقایق

    2

    پیر شدیم کشتی نوح امیرعلی و ندیدیم هعی😔

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    چه اسمی هم انتخاب کردید به عنوان رمز ها 🤣

    ۲ ماه پیش
  • شقایق

    2

    هیچکس نمیفهمه 😎 این رمز فقط بین بچه های رمان سمانه ست یعنی قشنگ واسه خودمونه✌🏻😎

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    آقایون قهر نکن تعجب داره

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    نمیدونم چرا وقتی گفت دختر حاج احسان انتظار یه دختر چادری و محجبه داشتم بیشتر ،گفت روسریش سر خورده از سرش کلا تعجب کردم 🤐🤣شما هم مثل من فکر کردید یا من خیلی تباهم؟

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    منم دقیقادمنتظر یه دختر چادری بودم😶🤣

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    ندا چرا من و تو همه فکرامون شبیه به همه؟🥹🤣

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    اصلا عاشق اینم که همه حدس زدنامون شبیه همه😍

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    اره تو سر دوتامون یه چی میگذره🤣

    ۲ ماه پیش
  • ابرا

    2

    آره گفتم الان میاد با چادر ولی اینکه روسری هم فنا بود بعد چرا زن دای این قدر زوقش رو داشت نمی دونم از چه فرناز بدش میاد این برام روشن کنین

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    اره دقیقا اینم که هم تیپ فرناز بود چرا بدش میاد از فرناز نمیدونم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    بعضی کلا دوست ندارن تیپ شخصیتشون اینجوریه 🥲

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    والا چادری پیدا کردی سلام برسون الان تو شهرمون وضعیت افتضاحه والا پسرها بهتر حجاب دارن 😃

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    سمانه حسام و علیرضا نیستن ازشون خبر داری

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    هوی کجاین پس من خسته شدم خوابم میاد

    ۲ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    پارت و یه نفس خوندم تهش گفتم یا ابولفضل یعنی میشه تو ماشین اینا کشتی نوح برن🤣 این امیرعلی ناقلا به خدا خودش و زده به مریضی

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    یعنی چی تو ماشین بی حیا

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    وای فکر کن تو همین ماشین🤭 ولی من موافقم سمانه اصلا بیا پارت بعدی و بده دست ماها خودمون میدونیم چی بنویسم آقا کی موافقه😁

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    خاکتو سرم بی حیا ها نه گناه داره بذار خودش بنویسه ما ایراد بگیریم و بجونش غر بزنیم😂

    ۲ ماه پیش
  • شقایق

    2

    چقدر خندیدم از دست شماها به خدا آخه یهو بیاد کشتی نوح بره تو این وضعیت حالا یه بوس شاید اتفاق بیفته ولی کشتی نوح عمرا🤣

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    میبینی بچه ها چه توقعی دارن بابا جاکمه توماشین کمر درد میشن

    ۲ ماه پیش
  • شقایق

    2

    همین و بگو بچه با اون پاهای بلندش تو فسقله ماشین 🤭🤣

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    آره واقعا جانمیشه بچه اون تو

    ۲ ماه پیش
  • ابرا

    2

    خاز این بشر بعید نیست کشتی نوح رو همینجا پیاده کنه🤣

    ۲ ماه پیش
  • مرجان

    2

    چی و داستان چیه به منم بگید توروخدا😁

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    چی بگیم بهت گلم من که گفتم آقا بادوستش دعواش میشه حالا خداداند دوستش مونث یا مذکر😂😜 بعد سه روز نبودش قبلش من هم باهاش بحثم شده بود فکر میکردم از من ناراحته هر چی پیام میدادم جواب نمیداد منم دل نازک فکر میکردم ازمن به دل گرفته که پیداش نیست ودربدر دنبال این بچه از خونه به اون بیمارستان دنبالش بودیم

    ۲ ماه پیش
  • صدرا

    2

    من تکذیب میکنم هر چی میگه😶 یکی بیاد از من طرفداری کنه کمک

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    توغلط کردی تکذیب میکنی همه شاهدن من بینوا سه روز کامنت میذاشتم شما قهربودی

    ۲ ماه پیش
کپی شد!