پارت بیست و یک :

- صفایی رو بیخیال، خودت خوبی سارا؟
- نه
به لیلا لازم نبود بگویم نمیدانم، یا خوبم، یا هر دروغ دیگری
- خوب نیستم... افتادم به جون خاطرات گذشته و دنبال جواب سوالامم
- چه سوالایی؟
- اون همه عشق و علاقه چی شد؟ چرا دیگه نمیاد سمتم؟ چرا برعکس قبلا برای داشتنم، بودنم اصرار نمیکنه؟... چرا فوبیا من واسش مهم نیست؟ و هزارتا چرای دیگه
- خب سارا... یکمم بهش حق بده، اون سه نفر از عزیزترین ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت علی در رمان خود دیگرم علی
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • ؟؟؟

    1

    فکر نکنم کسی باشه که این آرزو رو حداقل درباره چند انتخاب در زندکیش نداشته باشه 🙏🏻

    ۴ هفته پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۴ هفته پیش
  • فرشته

    2

    عالی بود😍❤️ واقعا منم کنجکاو شدم بدونم اگه زندگیم طور دیگه ای رقم می خورد چی می شد؟ واقعا سؤال جالبیه! البته این حرف رو شدیدا قبول دارم و بهش اعتقاد دارم که خداوند متعال همیشه بهترین ها رو برای بندگانش رقم می زنه!

    ۳ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    واقعا/ واسه خودم همیشه سوال بوده

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️