خود دیگرم به قلم آرزو شریفی
پارت بیست :
- اولاش خیلی سخت بود ولی الان دیگه کامل به لحجه و گویششون مسلط شدم.
شبنم مترجمی زبان خوانده بود و حالا تو قسمت پذیرش یکی از هتلهای تازه تاسیس مشغول بکار شده بود. عاشق کارش بود و همیشه کلی ماجرا جدید برای تعریف داشت.
وقتی از پیش شبنم برگشتم صدایی توی سرم مدام تکرار میکرد..
- شبنم علی رو نمیشناسه پس حق داره اینطوری نظر بده... اگه میشناختش اینطوری نمیگفت، البته میدونم از علی سرم و مور
لطفا صبر کنید...

فرشته
0خیلی دوست داشتنیه این رمان😍❤️