پارت بیست :

- اولاش خیلی سخت بود ولی الان دیگه کامل به لحجه و گویششون مسلط شدم.
شبنم مترجمی زبان خوانده بود و حالا تو قسمت پذیرش یکی از هتلهای تازه تاسیس مشغول بکار شده بود. عاشق کارش بود و همیشه کلی ماجرا جدید برای تعریف داشت.
وقتی از پیش شبنم برگشتم صدایی توی سرم مدام تکرار میکرد..
- شبنم علی رو نمیشناسه پس حق داره اینطوری نظر بده... اگه میشناختش اینطوری نمیگفت، البته میدونم از علی سرم و مور

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت علی در رمان خود دیگرم علی
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • ؟؟؟؟

    1

    رفتار راضیه براش راهنما بود اختلاف طبقاتی زیادشونو ببینه،دید و تحملش رو نداشت باز ادامه داده،البته من مطمئنم علی یه مشکل جدی داره که سعی می کنه از خودش زدش کنه و گرنه از بعضی کاراش معلومه هنوزم عاشقشه 🥺🤔

    ۱ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    اره هی خواست عقب بکشه پشیمون شد. عاشقی کورش کرده بود

    ۱ ماه پیش
  • فرشته

    1

    خیلی دوست داشتنیه این رمان😍❤️

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️