خود دیگرم به قلم آرزو شریفی
پارت نوزده :
واقعاً از جدی شدن قضیه واهمه داشتم. نمیخواستم فعلاً خانوادم چیزی بفهمن و یا اینکه اصلاً کار بی جهت رسمی بشود و من عنوان نامزد علی را دریافت کنم. از طرفی هم واقعاً به فکر علی بودم که اگر دو روز دیگر با هم کات کردیم نخواهد جوابگو باشد و یک جورایی توی مخمصه بیفتند.
وارد آشپزخانه شدم. علی پشتش به من بود و متوجه حضورم نشد. قلبم میگفت از پشت بغلش کنم و مغزم میگفت اگر میگویی که هنوز مطمئن نیستی
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

فرشته
0شاهکاری بی نظیر😍❤️ بهترینی بانو جانم❤️