پارت هجده :

سوالی که هزاربار سر زبانم آمده بود را وقتی سکوت سمیرا طولانی شد پرسیدم:
- سمیرا... تو که میدونستی مهران زن داره چرا باهاش رفتی تو رابطه؟
- چون خرم
- دور از جون... منظورم اینکه از اولش نمیدونستی زن داره؟ ازت پنهون کرده بود؟
- نه... همه چیزا میدونستم... چیزی که نمیدونستم این بود که محبت‌هایی که من فکر میکردم پدرانه است از روی منظور بود
ابرویم را بالا انداختم و پرسیدم:
- یعنی چی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت علی در رمان خود دیگرم علی
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    سمیرا رو هیچ حقی نمی دم،الکی خودشونو گول می زنن یا می خوان دیگرانو گول بزنن با این داداش و باباهای تقلبی،هم اون خونه خراب کنه هم مهران خائن،حتی اگه اون رابطه خیلی کوتاه باشه 😠

    ۲ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    موافقم. این حرفا فقط واسه گول زدن خود آدمه

    ۱ ماه پیش
  • فرشته

    1

    رمانی جذاب که هرچی جلوتر میره جذاب تر و دلرباتر میشه❤️

    ۳ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    نظر لطفته

    ۲ ماه پیش
  • الهام

    1

    شوهر من پنج ساله بوسم نکرده😢 قسمت بوسش منم دلم خواست

    ۳ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    ای بابا همه رو هوایی کردم که🤣🤣🤣

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️