پارت دوازده :

چند ثانیه ای با بهت نگاهم کرد و در نهایت گفت :


-یعنی چی که دیدت؟؟ صورتتو ؟ یعنی صورتتو دید؟


همان گونه به سبز چشمانش خیره شدم .


پس از چند ثانیه ، ناگهان در گونه اش کوبید و با صدای پر استرسی لب زد :


-یا گاد! خب تو صو...صورتشو ندیدی؟! مثلا چه شکلی بود ؟ هیکلی بود؟زخمی مخمی چیزی ندیدی ازش ؟ رنگ چشماش ؟یا موسی قاسم !

مردیم ... بدبختیم ! من میدونم دیگه ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پویان در رمان رقص آتش پویان
تصویر شخصیت سارا در رمان رقص آتش سارا
تصویر شخصیت آرشام در رمان رقص آتش آرشام
تصویر شخصیت شاهد در رمان رقص آتش شاهد
تصویر شخصیت آنا در رمان رقص آتش آنا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهره

    1

    فعلا نظری ندارم.. فقط می دونم. گوگولیه😬✌🏻🤌🏻

    ۳ هفته پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    پویان واقعا انسان گوگولیه خریه🙂😂🎀

    ۳ هفته پیش
  • نظر ده

    1

    به نظرم همون پسره بود که می گفت دخترارو نجات بدید و کنار اون دختر موآبی بود

    ۳ هفته پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    فعک نکنمممممممم🗿🫶🏻

    ۳ هفته پیش
  • Mahiii

    1

    خیلی خوبه ک طولانی ترش کردی.. قضیه داره جالب میشه با این اقا پویان حالا ببینیم این مازیار کیه🧐

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    پویان بچم کلا انسان جالبیه🤧😭🎀فعلا آقای یه گوش مبهمه!

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    1

    مرسی گلم خیلی عالی پس انت جون بلخره یه قدم از اونا جلو افتاده البته اگه یکم شانس همراهش بشه چه بهتر 🤔🤗

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    آنا به شانس اعتقادی نداره ، ولی باید ببینیم چی میشه 🤭✨️

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    1

    فکر کنم پویان یتیم باشه و وقتی دزدیدنش قصد فرار داشته.که اتفاقی آنها میبیننش.

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    میتونه اینجوری باشه 🤷🏻‍♀️🎀✨️

    ۲ ماه پیش
  • ثنا

    1

    به نظرم پویان یه پسر بچه بوده مثل بقیه که میخاستن سلاخیش کن و فرار کرده و انا هم آورده پیش خودش و ازش نگهداری کرده تا کمک دستش باشه

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    اومم؟؟خوشمان آمد...چه حدسای دقیقی...آفرین🩷✨️

    ۲ ماه پیش
  • N.A

    1

    یه مخاطب جدید داری، رمان جالبیه ادامه بده دوستم

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    گیلیلیلی🎀🤍

    ۲ ماه پیش
کپی شد!