پارت سیزده :

مانند حالا ...

همین زمانی که درونش ایستاده ام و شانس دستان سرد و بی جانم را گرفته و به سویی می برد .


می توانستم این را موفقیتی هرچند کوچک بدانم ؟؟


-اون عوضی...!


می توانستم !

این موفقیت کوچک هم شانس محسوب می شد و بسی در زمان خوبی به من روی آورده بود !!


-بببن مازیار ... میری بهش میگی ... نمیدونم هی چیزی که به ذهنت می رسه !


نگاهم را می

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پویان در رمان رقص آتش پویان
تصویر شخصیت سارا در رمان رقص آتش سارا
تصویر شخصیت آرشام در رمان رقص آتش آرشام
تصویر شخصیت شاهد در رمان رقص آتش شاهد
تصویر شخصیت آنا در رمان رقص آتش آنا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mahiii

    0

    هرچی میریم جلوتر دارک تر میشه قضیه ولی خیلی هیجانیه..چ آشی قراره بپزه انا.. جوون

    ۴ هفته پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    یه آش با یه وجب روغن(و کلی فلفل😐✨️)

    ۴ هفته پیش
  • افسون

    0

    سلام گلم بله پس ماجرا به همون پسر خوشتیپ و باحال و سر سختمون ختم میشه ول دان آفرین عزیزم انا جون درست زده به هدف

    ۴ هفته پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    سلام گلی ! بله باید ببینیم آنا خانوم چه آشی برای شاهد پخته 😗🤲🏻🤍

    ۴ هفته پیش
کپی شد!