رقص آتش به قلم مهسا ماهنما
پارت یازده :
از یک روز پیش تا همین دقایقی قبل همچنان در فکر آن پروژه و راز پشت پرده اش بودم ...
اما حالا در آرامش تمام ، به ساختمان سنگ نما ی روبه رویم زل زده ام و هم زمان با برداشتن دانه ی دیگری از پفک های حلقه ای ، با چشمانی ریز شده به پنجره ی نیمه باز پذیرایی خانه اش نگاه می کنم.
نگاهم به خودم می افتد .
با یک دست لباس تماماً سیاه و جذب ، گوشه ای از چهار ستون خانه ، لش کرده و در
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
Ziba
0فعلا ک خوب بوده تا این قسمت فک کنم آرشام
۵ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
خوشحالم خوشت اومده😌🎀
۵ روز پیشزهره
1شاید اونی که برای اولین بار باعث شد وارد این کار بشه😬🤌🏻 ولی محافظش دید صورتش روو.
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
نه شریک شاهد بود اون🫶🏻🎀
۱ ماه پیشنظر ده
1امم نمیدانم 😂😂
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
🫶🏻✨️
۱ ماه پیشAylar
1مرده آرشامه؟
۲ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
نهههه بابا😐🎀
۲ ماه پیشدیانا
1واقعا هیچ نظری ندارم. از بس که رمانت زیبا و غیر قابل پیش بینیه!!
۳ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
خوشحالم که خوشت اومده 😀🩷🎀
۳ ماه پیشدیانا
0من از تو ممنونم بابت رمان زیبات💜💜💫
۳ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
مرسی از نگاهت🫠🎀✨️
۳ ماه پیشدیانا
0واقعا هیچ نظری ندارم. از بس که رمانت زیبا و غیر قابل پیش بینیه!!
۳ ماه پیشMahiii
2اخه بگو پفک خوردن ب همون چسپونکیای دسته چرا با پلاستیک پاکش کردی😭 وای خدای من مغزم هنگ کرد🥴 این چی بود من خوندم! دارم از کنجکاوی بعدش میمیرم چقد هیجانی چقد دارک چقد. عه چی بود😂 کاش بنویسی کی الانه کی قبلنه کی بعدا ازونجایکه یکم همه چی پیچیدس فهمش سخته🤦
۳ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
خوشحالم که خوشت اومده و کنجکاو شدی 🫠📚 و اینکه برای پرش های زمانی توی اطلاعیه راجبش صحبت کردم ! بخونید که به مشکل نخوریم جیگرا💆🏻✨️
۳ ماه پیشMahiii
1فقط میتونم بگم وعو🤪
۳ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
همین وعووووو هم خوبه ... من راضیم 😬🩷
۳ ماه پیشافسون
1عزیزم خسته نباشی مرموز پر هیجان یعنی مامور شده بود انا جون وای خیلی 🤫🤨🥳باحال بود اما مرد مرموز مون کی بود یعنی صبر ندارم تا پارت بعدی🤔😲😯
۳ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
این حجم از اطمینان به مامور بودن آنا خیلی نگرانم کرد 😭🎀 مرد مرموز؟🤨 آنا مامور؟🤨 من: 🧍🏻♀️🍿 بفرمایید ادامه بدید... و اینکه خیلی خوشحالم همراهمونی🎀🥲
۳ ماه پیشزهرا
1عالیه وهیجان بالا من ک خیلی دوس دارم منتظرم زودتر پارت بعدی بزاری🥰خستع نباشی عزیزم
۳ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
مرررررسی😭🎀🤍
۳ ماه پیشمامان عسل
1آنا میتونه خودش و از این منجلاب بیرون بکشه ؟
۳ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
امیدوارم... ولی راهی که جلوشه اصلاً آسون نیست🤍✨️
۳ ماه پیشKosar
2از شاهد بدم میاد آنای بیچاره رو بدبخت کرد و الان معلوم نیس چیجوری آنا قراره از این زندگی پر خون و خونریزی و جنایت و جرم نجات پیدا کنه
۳ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
تو از شاهد بدت میاد... صبر کن چند تا راز دیگه رو بفهمی بعد بیا با هم جلسهی شاهدهیتری برگزار کنیم🙄🎀🤌🏻
۳ ماه پیشنیلوفر آبی 💙🫐
1حرف نداره🤍👏💅😌
۳ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
«مرسیییی 😭🤍 خوشحالم همراهی میکنی 😌🎀»
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

⍆
0شاید یه دشمن