شاه نشین تاریکی به قلم کیانا بهمن زاد و دیبا کاف
پارت بیست و ششم :
مرصاد:
در اتاق رو باز کردم و به صحنه مقابلم خیره شدم.
یه نگاه سرسری و از سر رضایت به اطراف انداختم.
همون چیزی بود که انتظارش رو داشتم.
اتاق مهمانی که بوی مهمان نوازی نمیداد.
تو طبقه بالای عمارت بیشتر از این که شبیه یک اتاق واقعی باشه شبیه یک توقفگاه موقت برای آدم هایی بود که قرار نبود خاطره ساز یا حتی موندگار باشند.
درسته من سال ها یاد گرفته بودم احساس رو پشت دیوار هایی م
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

دیبا کاف | نویسنده رمان
زوده واسه این صحبت ها
۳ هفته پیشسارا
0خدایی مرصاد حق داره چشای حورا خیلی نازه 🥲❤️
۳ هفته پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
😍
۳ هفته پیش،،،
0پارت جدید نداریم؟
۱ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
امروز پارت داریم
۱ ماه پیشفاطیما
0سلام و خداقوت خدمت نویسنده های محترم بخشید یک سوال موقع شروع اینجا پر از نظر بود الان برای من نظر دوستان نمیاد یا کلا نظری گذاشته نمیشه؟!
۱ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
متاسفانه تعداد نظرات کم شده عزیزدلم
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سارا
0مرصاد جان عشقم انگار داری دلتو میبازی😁😁😅ولی غدی قبول نداری ارعع