پارت هفده :

توماج نیشخندی زده فنجان دمنوش را بر می دارد و پا روی پا انداخته، رو به سونا می گوید:

_من جز دمنوش های مامان، لب به دمنوش کس دیگه ایی نمی زنم دخترعمو!

روی کلمه ی دخترعمو تاکید می کند و می بیند سونایی که سرخ و سفید شده رنگ عوض می کند.

برایش ذره ایی مهم نبود و بی توجه به او به صفحه ی خاموش تلویزیون زُل می زند.

نگاه خیره ی زنعمویش را به روی خود حس می کرد، لابد به او بر خ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    0

    این پسرمون آقاعه هستش 😍

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️