پارت صد و هشتاد و هشتم :

******
جاوید با دیدن بنز سفید لبخند زد و سرش به سمت خانه چرخید و فریاد زد:
ــ اومدن بچه ها. اومدن.
هوشنگ گوسفند را جلو کشید و بین دوتا قرار داد و به جاوید نگاه کرد. جاوید اشاره کرد به گوسفند چاق و چله و گفت:
ــ آب بهش یده زبون بسته رو.
هوشنگ شلنگ آب را از روی زمین برداشت و داد زد:
ــ یکی باز کنه.
چندثانیه بعد آب باز شد و هوشنگ شلنگ را مقابل دهان گوسفند ترسیده گرفت. جاوید دوبا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!