همسر سابق من به قلم پریسا حصیری
پارت هفتم :
مهتا لبخند تلخیمی زند. ساغر که همه چیز را نمی دانست یا ندیده بود، میراث سال ها همین بود به تنها چیزی که نسبت به او واکنش نشان می داد همین مردهای اطرافش بودند!
_ببین تو خسته ایی، لیست کن من می رم خرید فردا برگشتنی برات می آرم.
مهتا به تای ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
ژو ژو
4من از این کیان خوشم اومده ها🫠