پارت نود :

کمی خون روی لباس‌هایش بود...
هوا گرم بود... از شدت فعالیت زیادش توی کتک زدن کیوان تنش نمناک شده بود.
حالش از خودش به هم می‌خورد.
اول رفت طبقه‌ی بالا. یک دوش خیلی کوتاه و سریع گرفت. با آب کاملا خنک.
سپرده بود اشکان به اتاقش بیاید و درست لحظه‌ای که مقابل آینه دکمه‌های پیراهنش را می‌بست چند تقه به در زده شد.
- بیا تو!
اشکان با یک برگه‌ی آزمایشگاهی داخل آمد.
- جواب تست!

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
تصویر شخصیت دنیز در رمان نپنتی دنیز
تصویر شخصیت سورن در رمان نپنتی سورن
تصویر شخصیت ساغر در رمان نپنتی ساغر
تصویر شخصیت سامیار در رمان نپنتی سامیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    1

    وای سورن عقلتو ، هزار ماشالا😬😂 وای سینای طفلکی ، بعید میدونم سورن از رابطه اش با هامون بگذره🙄

    ۲ ماه پیش
  • ....

    0

    ولی جدای از شوخی من پارتایی که سورن داره بازی روانی می کنه و پخت و پز راه می اندازه با دقت دوبرابر می خونم که از جنبه آموزشی ماجرا بهره ببرم🗿

    ۲ ماه پیش
  • راحیل

    0

    چقدر ترسناکی

    ۲ ماه پیش
  • ....

    0

    با اینکه اشکان داره درست می گه ولی اینکه خیلی سریع وا داد باعث می شه فکر کنم کاش سورن تو مهمیز می ذاشت اشکان بمیره..اونهمه دردسرم نمی کشید😔😂🤌🏾

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    اخیشش دلم برا این ورژن سورن تنگ شده بود بخدا تو پارت قبلم عشق کردما سورن مهمیزها برگشت یه دوتا کتک یه دوتا شکنجه یه دوتا بازی روانی تا ما ام یاد بگیریم 🦦💅

    ۳ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    باباپرویز قلابی اومد زرنگی کنه ندونست همایونفرا زرنگ ترن😂🤦 ♀️ولی این اشکان *** جلو دستم بود یکی میزدم پس گردنش یادش رفت سورن چقد بدبختی کشید سرش ولی خب اونم ساغر رو دوست داره

    ۳ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    وای این که خودشو جای بابای دنیز زد چه آدمی بود وای پشمام ریخت من اون موقع که هنوز نفهمیده بودم باباش نیست بخاطر دخترش اومده هزارتا فوشش دادم حالا از اون بدتر باباش نبوده خودشو زده جای باباش سو استفاده کنه وای خدا یه آدم چقد میتونه عوضی باشه اصلا این مهم نبود اون دختر چقد ناراحت میشه چقد گریه میکنه

    ۳ ماه پیش
  • Parvaneh

    0

    اوه داستان داره پیچیده میشه یعنی پرویز قلابی کیه

    ۳ ماه پیش
  • مهناز

    0

    این پارت باز از پارت قبلی خفن تر بود که.یا خدا بقول ارسطو داستان پلیسی بیه

    ۳ ماه پیش
  • مهناز

    0

    وای بسم اله🤣

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    1

    ولی این پارت و پارت قبلی منو یاد مهمیز ها میندازه و جالب اینجاست از این شکنجه های سورن خوشم میاد دلم واسه این ورژن سورن تنگ شده بود😂

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من که هیچ حسی به سینا ندارم ولی خب این وسط پای دنیز هست و زن سورنه و سورن حق داره تو دوراهی بمونه دنیز سینا رو خیلی دوست داره

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    1

    خسته نباشی عزیزم مثل همیشه عالی و خفن و هیجانی بود✨💙😍

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    2

    اشکان به کل ازت نامید شدم فکر میکردم رفیق خوبی برا سورنی بعدشم فکر میکردم با اسما جور میشی که نشد💔

    ۳ ماه پیش
  • محیا

    3

    وای اونجا که گفت بسم اله مبارکت باشه😂😁

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    رعنا خانم این روی تو رو ندیده بودم دست بزن هم داره مثل دامادش،اصلا اون طرف حقشه با این دروغ گفتنش..کسی رو سر سورن و زنش کلاه بزاره بد میبینه

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️