پارت نود و یک :

به جاده اصلی که رسید راهش را به طرف خانه‌ی هامون ادامه داد.
نباید چنین ریسک احمقانه‌ای به جان می‌خرید و از هامون پنهان می‌کرد.
وگرنه همه چیز نابود می‌شد... دنیز.. خودش... خانواده‌اش... ثروتش... هر چه داشت و نداشت توی یک چشم به هم زدن برای سازمان می‌شد.
نگاهش به سمت موبایلش رفت که نام دنیز روی آن نقش بسته بود.
روی آیفون گذاشت.
- جانم دنیز؟
- الو سورن؟ ماجرا چیه؟ مامانم همین

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
تصویر شخصیت دنیز در رمان نپنتی دنیز
تصویر شخصیت سورن در رمان نپنتی سورن
تصویر شخصیت ساغر در رمان نپنتی ساغر
تصویر شخصیت سامیار در رمان نپنتی سامیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    سینا خیلی گوناه داره بخداا🤕❤️ 🩹😭😕😭

    ۴ روز پیش
  • Aysan

    0

    وای سینا نه لطفاا😭 من بیشتر از سورن از این بچه خوشم میومد💔

    ۲ ماه پیش
  • ....

    0

    الان با این چند پارت قدر سینگلی و بیشتر می دونم😔😂

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    1

    سورن چه گیری افتاده این وسط بخدا منم یه لحظه جای اون خسته شدم نمیدونه چیکار کنه بیا این همه دنبال زن بودی زن گرفتی شد چه بدبختی🤦 ♀️😄

    ۳ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    الهی بمیرم برای سینا وای من اشتباه متوجه شدم فک کردم به عنوان جاسوس اومده بین اینا ولی اینجوری نبوده فقط لو رفته که برای سازمان(شبدر)کار میکنه و اگه میگرفتنش سورن و همشون لو می رفت همه چی تموم میشد وای الان چی میشه

    ۳ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    بر بخت بدت سینا

    ۳ ماه پیش
  • Parvaneh

    2

    سینای بیچاره🥺💔

    ۳ ماه پیش
  • محرابی

    0

    منونم عالی مثل همیشه. ای بابا بیچاره سینا

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    0

    نکنه اشکان به سورن پشت کنه بره سمت هامون سورنم بخاطر خیانتش مجبورش کنه برقصه🗿. اشکان شوخ طبع هست ولی درمورد مسائل کاری شوخی نمیکنه نکنه جدی گفته باشه جون ساغرم ک قسم داد.از فکر اینکه این اتفاق بیفته نفس تو سینم حبس شد😐🗿🫢😲. ولی ن نه محال مکنه همچین چیزی اتفاق بیفته واقعا محاله

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    0

    این پارت جا داشت همونطور که سورن از کلافگی و گرما پرویز رو زد یک مشتم حواله اشکان کنه

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نظرت چیه اشکان برقصه؟🙂

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    0

    نه رقصیدن مناسب اشکان نیست🙂. آزاده جون نکنی این کارو ها. باید ثابت کنه پشت سورنه یا هامون

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ته‌اش سورن می‌مونه و جلالی 🤣

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    0

    نه سورن گناه داره طفلکی😂😭

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    0

    فکر کنم همونه که میگفت یک هم خوابه پیدا کن نه معشوقه😂😔. عجب بابای بود خدای😂🤦🏻 ♀️

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره آره🫣

    ۳ ماه پیش
  • مهناز

    1

    لعنتی،کیوان یادم نمیره ایش🤣

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • جانان

    0

    منوچهر حق داشت نذاره سورن زن بگیره سورن زن نگرفت، زنم گرفت دنیز پر از مشکل رو گرفت

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    1

    منوچهر هیچ وقت به سورن نمیگفت زن نگیر! اتفاقا میگفت یکی رو پیدا کن و از این عزبی بیرون بیا، همیشه میگفت حواسش به زن ها باشه که پرستو از آب بیرون نیان یا عاشق شون نشه که بزرگ ترین نقطه ضعفش بشن!

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اتفاقا منوچهر در این مورد یه چیز دیگه می‌گفت که الان خانواده نشسته نمیشه بگم😂

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    0

    اع اع آزاده جون؟! اینجوری که من شب خوابم نمیبره. میدونی که رو منوچهر خدابیامرز حساسم حساس اذیتم نکن😭😔

    ۳ ماه پیش
  • ساناز

    0

    💙❤️🩶🩵🩷🤍💚💜🧡🤎💛

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۳ ماه پیش
  • آمینا

    1

    ای بابا.من این سازمان رو نمی فهم چیکاره است این وسط

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همه کاره... این وسط که هیچی از اول تا آخرش همه کاره‌اس🫨

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️