پارت چهل و پنجم :

توان برخاستن از جایم را نداشتم. از درد به خود می پیچیدم و هر لحظه بیشتر احساس ضعف می کردم. کم کم مناظر در نظرم تار شد و بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم هنوز روی زمین بودم. توانم را جمع کردم و خودم را تا نزدیک تلفن رساندم و شماره اورژانس را گرفتم. قبل از اینکه بتوانم وضعیتم را به طور کامل توضیح دهم، در باز شد و فرزاد در حالیکه کتش را روی دستش انداخته بود به سمتم دوید و تلفن را قطع کرد.
با نگرانی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!