پارت صد و بیست و چهارم :

نفس عمیقی کشیدم.
تصویر ها یکی ‌یکی مثل یه پرونده باز از ذهنم رد میشن...
چهره‌ هایی که لبخند زدن، دست ‌دادن، قسم خوردن و همون دست ‌ها درست چند قدم بعد تبدیل به خنجر شدند.
آدم‌ ها همیشه فکر می ‌کنن خیانت یه اتفاقه در حالی که خیانت معمولاً یه تصمیمه.
بعضی خیانت‌ ها رو نمیشه بخشید؛ نه چون خیلی بزرگ هستند، بلکه چون حساب کتاب هر چیزی باید سر جای خودش باشه.
دلوین فکر می ‌کنه وس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    دلوین خودش نمیفهمه بلند فکر میکنه😂😂

    ۱ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    وای تووایسا ببین سر همین عادتش چه گندایی بالا میاره🤣🤣

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه متاسفانه😂همین خصلتش هم کلی اتفاق براش به وجود میاره

    ۱ هفته پیش
  • a s

    0

    نکنه اینا خواهر برادر باشن که عشقشون ممنوعس🤔

    ۳ هفته پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    همینو کم داشتیم :/

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ هفته پیش
  • بیتا

    0

    وای نه این دیگه از کجا اومد دختر

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سوال منم هست

    ۳ هفته پیش
  • حنانه

    0

    واوو چه خوب ذهنمون درگیر شد با تشکر

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نکته خوبی بود باید دید که قراره چی بشه عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • علیزاده

    0

    مارشمالو سخنگو با موهای بلند😭😭اخ قلبم

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😍

    ۴ هفته پیش
  • لانا

    0

    احساس می کنم اون کلمه مرگش یه نقابه، یه دروغه یه توهمه یه چیز الکیه نهه😭😭

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ ماه پیش
  • سپیده

    0

    😵 💫 من هنوز نمی دونم دلوین واقعاً مرده حساب میشه یا نه.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • نزیر

    0

    اون جمله من درگیر نمی شم دقیقاً همون جاییه که فهمیدم خیلی وقته درگیره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • مینا

    0

    این که مرد مخفی خودش هم نفهمیده کی انقدر درگیر شده، دردناک بود🥲عشق همینه عزیزم🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • مینا

    0

    ولی من هر لحظه منتظر بودم یه خفه شو بشنوم 😂😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • پروانه

    0

    کاش یه جا با این مرد مخفی اشنا شم 😂😂 الهی امین

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    الهی امین

    ۲ ماه پیش
  • پروانه

    0

    مرد مخفی اون طور نشون میده سخت گیر نیست و خشن نیست اما سر دلوین هییع گوگولی من 😶😁🫀

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • پروانه

    0

    اون لحظه ای که گفت: اگه بلایی سر من بیاد، کی از دلوین مراقبت می کنه؟🥺همین یه جمله کل شخصیتش رو عوض کرد🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • الارا

    0

    ممکنه همون مردی که پشت تلفن تهدید می کنه، با دلوین یه آدم دیگه بشن😬این دوگانگی داره منو نابود می کنه.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • الارا

    0

    من از خنده خفه شدم، ولی همزمان استرس داشتم که الان مرد مخفی یهویی بلند شه خفه اش کنه😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • دلی

    0

    این که دشمن ها نزدیکن ولی هنوز نمی دونن چرا خوابشون نمی بره؟ دیوونه کننده بود مغزم هنگید با اون جمله🥲😂خیلی آب می خورد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • گنجی

    0

    من با اون توصیفا فهمیدم چرا این عشق ممنوعه ست.😶🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️