پارت صد و بیست و سوم :

صدام دوباره سرد و خشن شد.
_ تا اون موقع... جنابعالی حق نداری بهش آسیب بزنی یا حتی حق نداری باعث بشی از چیزی بترسه.
بهش پشت کردم و ادامه دادم:
_ دلوین تا وقتی توی این چهار دیواریه، باید مثل یه دختر بچه‌ی سه‌ ساله‌ی آسیب ‌پذیر باهاش رفتار بشه... نه خون‌ ریزی نه اسلحه و نه جنگیدنی نباید توی عمارت رخ بده.
به سمتش برگشتم و با تحکم بیشتر افزودم:
_ جلوی دلوین هیچ خشونتی نبینم صابر...

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    اینجا دو تا گرگ دارن با هم حرف می زنن، نه آدم معمولی😂🥲💀💔

    ۷ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۵ روز پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    غیرتشو دوس دارمم

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم چه خوب

    ۱ هفته پیش
  • محیا

    0

    وای کیبوردم نوشته دلفین بجا دلوین داشتم میگفتم یکی گفت نکنه مرد مخفی پدر و مادر دلوین رو کشته باشن که فکر نمیکنم واقعا یجورایی دلوین رو نمیشناخته

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اشکالی نداره عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • محیا

    0

    خدایی مرد مخفی خیلی جذابه کاش تو نقش مرد مخفی زیاد بریم یه چیز حدس می زنم اینجا صابر میگفت دلفین یهو پیداش شد با دشمن های دلفین دشمن شدی اصن به تو ربط نداشت چند پارت گذشته یکی حدس زد نکنه مرد مخفی

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دلفین؟😂😂

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ هفته پیش
  • Are

    0

    وای مرد مخقی چه قشنگ پشت سر دلوین صحبت میکنه

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠

    ۱ ماه پیش
  • Neda

    0

    چه قدر مرد مخفی با ابهته دیالوگ هاش یه دنیای دیگه داره😍🥹

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم چه خوب

    ۱ ماه پیش
  • فاطی

    0

    آقا اینجا صابر میگه برا اولین بار دلت برا کسی لرزید ولی یادتون باشه رادان قبلا کسیو دوس داشت که شبیه دلوین بود پس مرد مخفی رادان هم نیس

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نکته خوبی بود و به مورد ریزی اشاره کردی افرین بهت اما خب معنی دیالوگ ها جلوتر بهتر براتو ن روشن میشه

    ۱ ماه پیش
  • المیرا

    1

    با توجه به چند پارت اخیر که از زبان مرد مخفی بود باید بگم که، گور پدر اردوان و بقیه، من از این به بعد طرفدار صد درصدی مرد مخفی ام

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    خدا نکشتت 😂 فن مرد مخفی شدی پس

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    آها دیدی؟😂گفتم امیدوارم بعدا پشیمون نشی که شدی😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    تازه مونده اول راهه

    ۲ ماه پیش
  • شایا

    0

    از قدیم گفتن زنوشوهر دعوا کنن ابلهان باور کنن صابر جون خودتو انقدر اذیت نکن😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    آلفای ایتالیا یعنی چی ؟ ینی کی ؟ رافائل؟ 😐💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • نینی

    0

    این پارت یه جوری بود انگار داشتم دعوای دو تا گرگ آلفا رو می دیدم، نه دو تا آدم 😶 🌫️ واقعاً نفس گیر بود.👌🙇 ♀

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • چینا

    0

    غیرتش رو دلوین خیلی عجیبه، نه از اون غیرت های کلیشه ای… یه چیزی بین مالکیت و حفاظت، آدم رو می ترسونه ولی جذابه.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • چینا

    0

    حس می کنم صابر یه چیزایی رو می دونه که ما هنوز نفهمیدیم. خیلی مطمئن حرف می زد، انگار آخرش فاجعه ست.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • آبادیان

    0

    من هنوز رو اون جمله قفلم که گفت اگه لازم باشه تو رو هم می کشم 😭 یعنی این مرد عاشقه یا هیولا؟ یا هر دوتاش؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • آبادیان

    0

    این پارت یه جوری بود انگار داشتم دعوای دو تا گرگ آلفا رو می دیدم، نه دو تا آدم 😶 🌫️ واقعاً نفس گیر بود.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️