پارت صد و بیست و پنجم :
دلوین هنوز به در تکیه داده بود اما نگاهش دیگه فقط یه نگاه معمولی نبود؛ بیشتر شبیه این بود که داره چیزی رو همزمان مسخره و به زور تحمل می کنه.
دلوین_ آلفا بودن هم کار آسونیه ها... راحت توی تاریکی میشینی و همزمان مرکز توجه و حتی کابوس کلی بدبخت بیچاره اون بیرون میشی که از نزدیک شدنت، خودشون رو خیس می کنن.
برای چند ثانیه سکوت کرد بعد، انگار تصمیم گرفته باشه بلند فکر کردنش رو دیگه سانسور
مطالعهی این پارت حدودا ۳۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ هفته پیشAva
0فقط منم که هی می گفتم الان قراره یه اتفاق بد بیفته؟ یعنی مغزم تا آخر پارت آماده فاجعه بود🫠
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
برای هر چیزی باید آماده باشید😉
۲ هفته پیشکانی
0من فقط می خوام بدونم مرد مخفی با چه اعتماد به نفسی جلوی دلوین وایساد 😐 آخه داداش تو کی هستی انقدر خونسرد؟😭
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ هفته پیشدنیا
0چقد این پارت قشنگ بوود 🥹🫠 به لطف و یاری خدا و کیانا جان دارم ثبات شخصیتیم رو از دست میدم😂😭 یه بار از مزد مخفی بدم میاد یه بار خوشم میاد
۲ ماه پیشحنانه
0نه دیگه چه طور دلت میاد از مرد مخفی متنفر باشی😂
۲ ماه پیشدنیا
0اولش فکر میکردم با اردوان قشنگتره ولی الان که میبینم با مرد مخفیم زیبامیشه 🥲🥹
۲ ماه پیشحنانه
0دیگه ببین دلوین بدبخت چه حسی داره نمیتونه بینشون انتخاب کنه حتی مونده که واقعا کدومشون رو دوست داره
۲ ماه پیشدنیا
0وای خدایی سخته . حاجی فکر کن یکی که یه جماعت ازش حساب میبرن بیاد به تو بگه مارشمالو کوچولو 🥹😭 یا حتی اردوانم مثلا بهراد اینا جرعت خیلی کارارو نداشتن ولی هیچی به دلوین نمیگفت 🥲🥹
۲ ماه پیشحنانه
0اردوان کلا جلوی دلوین یه مرد صبور و خونسرد بود خیلی از این مرد هایی که اینطور میتونن خودشونو کنترل کنن خوشم میاد واقعا هردوشون میتونن کیس های خفنی باشن😂😎
۲ ماه پیشدنیا
0حالا همینا اگه گیر ما میوفتادن سر دومین کرم ریزی مارو میکشت 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه این به قدرت دلوین بر میگرده 🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۲ ماه پیشSarina
0ولی من هنوزم میخوام به اردوان برسه😂😕 البته با مرد مخفی هم قشنگن ولی اردوان 😂😂
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍باید برای هر چیزی خودتو اماده کنی😁😉
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0دنیا من فقط دارم به این فکر میکنم دلوین چه طوری بین اردوان و مرد مخفی انتخاب کنه😂💔
۲ ماه پیشدنیا
0از لحاظ رفتاری صد مرد مخفی . حالا قیافشو که نمی دونیم کدومه ولی خب همچین آدمی با این اخلاق و رفتار قطعا قیافشم خوبه 😂😔 پس به نظر من مرد مخفی بهتره
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اردوان هم خوبه فقط فعلا عاشق دلوین نشده اما از رفتاراش حمایت و تکیه گاه بودن میباره دقیقا مثل مرد مخفی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0من واقعا نمیدونم کدومشون بهترن هر دو همه جور دلبری هایی دارن😂❤️
۲ ماه پیشدنیا
0میبینی مردم چه شانس هایی دارن سیسی 🥲😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0تا باشه از این شانس ها برای خودمون😂🥹
۲ ماه پیشدنیا
0فعلا که فععک نکنم 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هیمنطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اردوان هم هنوز عاشقی کردنشو رو نکرده بذار اونم رو کنه بعد انتخاب کن
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
انتخاب سخته
۲ ماه پیشSarina
0واایی دقیقاا
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
گل قشنگم اصلا نیازی نیست از مرد مخفی بدتون بیاد حالا جلوتر بره بیشتر باهاش اشنا میشید مرد بدی نیست فقط خشنه همین
۲ ماه پیشدنیا
0اصن مگه میشه آدم از این بشر بدش بیاد 😂😍
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۱ ماه پیشایلیا
0دلوین: می خوام برم مرد مخفی: نه من: 🙂🙂 قلبم ایستاد همین جا
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خدا نکنه عزیزم😂😍🫂
۱ ماه پیشندا
0ولی خشن هم دوست😂😂ای بابا اقا اردوانو بده من ببرم دیگه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشندا
0ولی خب من بازم اردوان رو ترجیح میدم اردوان بهتره این بشر خیلی عصبی و خشن🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشندا
0این مرد مخفی از اون کراش های خطرناکه که آدم می گه نه… ولی دلش می گه آره☺️👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشتارا
0اصن یه کاری کن مرد مخفی و رادان و اردوان تو همه پارت ها باشن با تشکر😂🙏
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چشم
۲ ماه پیشتارا
0کیانا جان، لطفاً مرد مخفی رو بیشتر بیار تو صحنه… 😭🥲 خیلی گوگولیه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چشم قشنگم
۲ ماه پیشتارا
0یه چیزی بگه انجام میده و همون بهتر ریسک نکرد 😕
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیشتارا
0دلوین اون لحظه ای که وایساد و نرفت، انگار خودش هم فهمید این مرد معمولی نیست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشالارا
0اگه با این مرد دست به یکی کنن بر علیه مرد مخفی چی😔🥲وای نه اصلا نمیخوام حتی بهش فکر کنم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشنگین
0من اون آخر پارتو دوبار خوندم، گفتم شاید اشتباه دیدم، شاید واقعاً نذاشت بره 😭 ولی نه، واقعاً نذاشت.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشتارا
0این مرد مخفی خیلی خطرناکه، از اون خطرناکایی که هیچی نمی گه ولی همه چی دستشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0مسمومش کردن یعنی ؟